Developed in conjunction with Ext-Joom.com

 

زندگاني حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)


1.مقدمه

بدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامي ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين چهره ديني ، علمي ، ادبي ، تقوايي و اخلاقي در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگويي تام و تمام براي تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشري ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبري ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يکتا در سخنوري و حق طلبي که پيام حسيني و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ريا و پستي و دنياپرستي را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو زد . کيست که نداند که مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادي دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامي را در مهد عفت و کانون تقواي خانوادگي به پسران و دختران خود آموخت .

پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبري مي باشد . چه بگويم درباره پدري که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهي و سيه کاري بود ؟ چه بگويم درباره پدري که قلم را توان وصف کمالات اخلاقي او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجاياي او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامي نخستين زني که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه از مال دنيا در اختيار داشت - در راه پيشرفت اسلام - کريمانه بذل کرد . درجه وفاداري خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا خديجه زنده بود زني ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهاي او ياد مي کرد .

از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هيچ يک از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به نيکي ياد مي کرد و به حدي او را محترم مي شمرد که گويا زني مانند خديجه نبوده است " . عايشه سپس نقل مي کند : روزي به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زني بيش نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوري که رگ پيشاني اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسي براي من نبود . روزي که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزي که همه مرا به جادوگري و دروغگويي نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزي که همه از من روي مي گردانيدند ، خديجه تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بي دريغ خرج کرد . خداوند از او دختري به من بخشيد که مظهر پاکي و عفت و تقوا بود . عايشه سپس مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدي نداشتم و از گفته خود پشيمان شدم . باري ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادري داشت و چنان پدري . گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنيه ابو القاسم براي پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وي قبل از بعثت در دو سالگي درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت .ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان - پس از رقيه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علي ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج پر شوکت و برکت است .

ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت مي دانندکه در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوي يگانه نزديک نه سال بوده است . نامها و لقبهايي که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجاياي ملکوتي اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير النساء و بتول ... . کنيه هاي آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابيها " يعني " مادر پدرش " مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمي سن از آغاز کودکي پناهگاه معنوي و تکيه گاه روحي - بعد از خداوند متعال - مانند خديجه براي پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معني اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند " ام الخبائث " که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و " ام القري " که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معني منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولايت است ، و براستي زهرا ( س ) درخت سايه گستري بود که ميوه هاي شيرين امامت و ولايت را به بار آورد .

2. دوران زندگي فاطمه زهرا ( ع )

فاطمه زهرا ( س ) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خديجه بود - در جود وبخشش و بلندي نظر و حسن تربيت وارث مادر و در سجاياي ملکوتي وارث پدر و همسري دلسوز و مهربان و فداکار براي شوهرش علي ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستي و عبادت خالق متعال و دوستداري پيامبر ( ص ) نقشي نبسته و از ناپاکي دوران جاهليت و بت پرستي به دور بود . نه سال در خانه پر صفاي مادر و در کنار پدر و نه سال ديگر را در کنار شوهر گرانقدرش علي مرتضي ( ع ) دوش به دوش وي در نشر تعليمات اسلام و خدمات اجتماعي و کار طاقت فرساي خانه ، زندگي کرد . اوقاتش به تربيت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار مي گذشت . فاطمه ( ع ) دختري است که در مکتب تربيتي اسلام پرورش يافته و ايمان و تقوا در ذرات وجودش جايگزين شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربيت شد و علوم و معارف الهي را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادري سالخورده و کدبانويي آزموده که تمام دوره هاي زندگي را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسايش شوهر و تربيت فرزندان - توجه مي کرد و نيز آنچه را در بيرون خانه مي گذشت ، مورد توجه قرار مي داد و از حق خود و شوهرش دفاع مي کرد .

3.چگونگي ازدواج فاطمه ( ع ) و علي ( ع )

از آغاز معلوم بود و همه مي دانستند که جز علي ( ع ) کسي همسر ( کفو ) فاطمه دختر پيامبر عاليقدر اسلام نيست . با وجود اين ، بسياري از ياران و کساني که خود را به پيغمبر ( ص ) نزديک احساس مي کردند ، به اين وصلت چشم داشتند و اين آرزو را در دل مي پروردند . نوشته اند : پس از اين آزمونها عده اي از اصحاب به حضرت علي ( ع ) مي گفتند : چرا براي ازدواج با يگانه دختر پيغمبر ( ص ) اقدام نمي کني ؟ حضرت علي ( ع ) مي فرمود : چيزي ندارم که براي اين منظور قدم پيش نهم . آنان مي گفتند : پيغمبر ( ص ) از تو چيزي نمي خواهد . سرانجام حضرت علي ( ع ) زمينه را براي طرح اين درخواست آماده ديد . روزي به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حيا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار اين عمل تکرار گرديد . سومين بار پيغمبر اکرم ( ص ) از علي ( ع ) پرسيد : آيا حاجتي داري ؟ علي ( ع ) گفت : آري . پيغمبر فرمود : شايد براي خواستگاري زهرا آمده اي ؟ علي عرض کرد : آري . چون مشيت و امر الهي بر اين کار قرار گرفته بود و پيامبر از طريق وحي بر انجام دادن اين مهم آگاه شده بود ، مي بايست اين پيشنهاد را با دخت گراميش نيز در ميان بگذارد و از نظر او آگاه گردد . پيامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علي را خوب مي شناسي ، علي نزديکترين افراد به من مي باشد . در اسلام ، سابقه فضيلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم براي تو بهترين شوهر را برگزيند . خداوند مرا به ازدواج تو با علي امر فرموده است . بگو چه نظر داري ؟ فاطمه ساکت ماند .

پيغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صداي تکبيرش بلند شد . آن گاه پيامبر ( ص ) بشارت اين ازدواج را به علي ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه اي که عده اي از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و اين ازدواج فرخنده انجام شد . گفتني است که علي ( ع ) جز يک شمشير و يک زره و شتري براي آب کشي چيزي در اختيار نداشت . پيغمبر ( ص ) به علي فرمود : شمشير را براي جهاد نگه دار ، شترت را هم براي آب کشي و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسايل ازدواج فراهم شود . پيغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : اين زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندي را کشتند و وليمه عقد ازدواج دادند . اين جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد . تمام وسايلي که به عنوان جهيزيه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامي پيامبر ( ص ) آورده شده است ، از 14قلم تجاوز نمي کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - يک قطيفه - يک طاقه چادر پشمي - 4 بالش - يک تخته حصير - قدح چوبي - کوزه گلي - مشک آب - تنگ آبخوري - تختخواب چوبي - يک طشت لباسشويي - يک آفتابه - يک زوج دستاس و مقداري عطر و بخور . اين است جهيزيه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علي ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جاي خديجه که به جهان باقي شتافته بود ، سلمي دختر عميس مواظبت از فاطمه زهرا را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده اي از مهاجر و انصار و ياران باوفا در مراسم عروسي شرکت فرمود - از بانک تکبير و تهليل فضاي کوچه هاي مدينه روحانيتي خاص يافته بود و موج شادي و سرور بر قلبها مي نشست . پيامبر گرامي دست دخترش را در دست علي گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعاي خير کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدين سان و با همين سادگي عروسي بهترين مردان و بهترين زنان جهان برگزار شد .

4.از شادي تا اندوه

در سال يازدهم هجري در آخر ماه صفر رحلت جانگداز پيامبر ( ص ) پيش آمد وچه دردآور بود جدايي اين پدر و دختر - پدري چون پيامبر گرامي که هميشه هنگام سفر با آخرين کسي که وداع مي کرد و او را مي بوييد و مي بوسيد ، دخت گراميش بود و چون از سفر بازمي گشت ، اولين ديدار را با دخترش داشت . پيوسته از حالش جويا مي شد و رازي از رازها را در گوش جانش مي گفت و دختري که پيوسته از کودکي در کنار پدر بود و از او پرستاري مي کرد ، گاهي با زنان هاشمي به ميدان جنگ مي شتافت تا حال پدر را جويا شود . چنانکه در جنگ احد که به دروغ آوازه درافتاد که پيامبر ( ص ) در جنگ کشته شده ، به دامنه کوه احد شتافت و سر و صورت خونين پدر را شستشو داد و از خاکستر حصيري که سوخته بود بر جراحات پدر پاشيد و از زخمهاي آن حضرت مواظبت کرد تا بهبود يافت - دختري که لحظه به لحظه که از کارهاي خانه داري و بچه داري فراغت مي يافت ، به خدمت پدر مي رسيد و از ديدارش بهره مند مي شد ... آري لحظه جدايي اين چنين پدر و دختري فرارسيد و چه زود فرارسيد . پيامبر ( ص ) در بستر بيماري افتاد و رنگ رخسارش نمايانگر واپسين لحظات عمرش بود . عايشه روايت مي کند که پيغمبر ( ص ) در حالت جان دادن و آخرين رمقهاي حيات ، دختر عزيزش فاطمه ( ع ) را خواست و نزديکش نشانيد و در گوش او رازي گفت که فاطمه سخت به گريه افتاد . پس از آن سخن ديگري گفت که ناگهان چهره فاطمه شکفته شد . همگان از ديدن اين دو منظره متضاد متعجب شدند . راز اين رازگويي را از حضرت فاطمه زهرا خواستند ، فرمود : نخست پدرم خبر مرگ خود را به من گفت ، بسيار محزون شدم و عنان شکيبايي از دستم بشد ، گريه کردند ، او نيز متأثر شد ، ديگر بار در گوشم گفت :

دخترم ! بدان تو نخستين کسي از خانواده هستي که به زودي به من ملحق خواهي شد . به شنيدن اين بشارت خوشحال شدم . پدرم فرمود راضي هستي که " سيده نساء العالمين و سيده نساء هذه الامة " باشي ؟ فاطمه گفت : به آنچه خدا و تو بپسنديد راضي ام . باري ، فاطمه سرور زنان عالم و سرور زنان اين امت - اين نو گل خندان باغ رسالت بر اثر تندبادهاي حوادث ، زود پر پر شد و چندي بعد از پدر بزرگوارش به وي پيوست . وه که چه کوته بود عمر آن ملکه اسلام . آري ، مرگ پدري مهربان و دگرگونيهايي که پس از رسول خدا ( ص ) روي نمود ، روح و جسم دختر پيغمبر ( ص ) را آزرده ساخت . وي در روزهايي که پس از مرگ پدر زيست ، پيوسته رنجور ، پژمرده و گريان بود . هرگز رنج جدايي پدر را تحمل نمي کرد و براي همين بود که چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد . او مردن را بر زيستني جدا از پدر ، ترجيح مي داد . سرانجام ، آزردگيها و ناتواني تا بدان جا کشيد که دختر پيغمبر ( ص ) در بستر افتاد . در مدت بيماري او ، از آن مردان جان بر کف ، از آن مسلمانان آماده در صف ، از آنان که هر چه داشتند ، از برکت پدر او بود ، چند تن او را دلداري دادند و يا به ديدنش رفتند ؟ ظاهرا جز يکي دو تن از محرومان و ستمديدگان چون بلال و سلمان کسي از اين بانوي گرانقدر غم خواري نکرد . اما زنان مهاجر بويژه انصار ، که از آزردگي و بيماري فاطمه ( ع ) خبر يافتند ، با مهرباني نزد او گرد آمدند و از او عيادت و دلجويي نمودند . دختر پيامبر ( ص ) در بستر بيماري نيز ، در پاسخ کساني که از او احوالپرسي مي کردند ، سخناني فصيح و بليغ بر زبان مي راند . سخناني که در آن روز ، درد دل و گله و شکوه بانويي داغديده و ستم رسيده مي نمود ، اما بحقيقت اعلام خطري بود ، که مسلمانان را از تفرقه افکني و فتنه انگيزي در آينده بيم مي داد . باري ، دخت پيامبر ( ص ) گفتنيها را گفت و بر اثر مصائب جانکاه و دوري از پدر مهربان گرانقدرش رسول مکرم ( ص ) به " گلشن رضوان " شتافت .

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مشارکت مردمي

تا کنون تعداد 1091 نفر از فرشته هاي کوچولو در قالب 1500 پرونده با مبلغ اهدایی 74,925,000تومان ماهیانه، تحت کفالت خيرين محترم قرار گرفته اند.






شماره پیامک:50002300
شماره حساب:
3449344934نزد بانک ملت
شماره کارت:

6104337770021002

 

پرداخت خیریه


براي پرداخت خيريه کليک کنيد

ما را دنبال کنید

 

حامیان





نماد اعتماد

عضویت