فرهنگي
ماهنامه هادی
نوگرای یک لفظ وچند معنی / مدیر مسئول
نوگرايي تجدد و سنت دو مفهوم متقابلند كه طرفداران اين دو طراز فكر هر از چند گاهي در مقابل هم قرار مي گيرند عده اي طرفدار نوگرايي تجدد و اند و عده اي ديگر بر اصول ثابت و قداست روشهاي گذشته تاكيد مي كنند نو گرايان گرايش مثبت نسبت به هر چيز جديد يا نو دوستي را عامل پويايي و حركت مي دانند و پديده جديد را در هر سطح ميزان و در هر شكل و قالب ترجيح مي دهند در عرصه فني از ابزار جديد در مسايل اجتماعي ايجاد روابط جديد و ... را ارزشمند مي دانند و آن را بهتر مي شمارند سنت گرايان روشهاي گذشته را ملاك ارزيابي قرار مي دهند و سنت را آنچه به گذشته مربوط است يا مسايل كه در گذشته بوده و پديدهاي ديگر را تحت تاثير قرار داده است معرفي مي كنند افغانستان هم با اين دو مقوله سنت گراي و نوگراي بارها و بارها متوجه شده است و هركدام بخاطر عدم رعايت اعتدال موجب عقب ماندگي بيشتر اين سرزمين بحران خيز شده است سنت گرايان با تشكيل امارت اسلامي افغانستان سعي نمودند خود را لشكر خدا معرفي كنند و به همين دليل هر گروه يا شخص كه با انها مخالف مي نمود ضد خدا معرفي و بايد نابود مي گرديد افراط و تفريط اين گروه سبب شد تا در افغانستان تعصب و خشونت مذهبي تشديد گردد و وحدت ملي در اين دوره به شدت اسيب ببيند نوگرايان كه از هر پديده جديد استقبال مي كند اينك در افغانستان سعي مي كنند دموكراسي بيشتر استفاده مي كنند و آن را بيشتر استفاده كنند و ان را يك پديد ه جديد مي دانند دمو كراسي يكي از بد شانس ترين واژه ها گرچه از ابتدا بار معناي مثبت داشته و براي ترميم وضع موجود يا تشكيل الگوي جديد گام نهاده بود اما اينك لوازم كاري و ابزار صاحب منصبان سياسي قرار گرفته است و پس از دست بدست شدن از كشورهاي مختلف اينك به عنوان يك كالاي وارداتي از غرب به كشورهاي شرق به ويژه جهان سوم صادر مي شود . دموكراسي به عنوان يك سيستم خاص نوعي حكومت ممكن است قابل قبول باشد اما دموكراسي به عنوان يك طرز فكر و يك نوع زندگي در افغانستان با موانع جدي روبروست و بلكه شكست خورده است زيرا باورهاي ديني تركيب قومي و مذهبي مردم افغانستان از افكار انديشه يا كه با معتقدات انها مبارزه كند استقبال نمی كنند. شايد تجربه دموكراسي در غرب بخصوص پس از قرن هجدهم موفق بوده باشد اما دموكراسي مبتني بر ارزشها ي غربي نمي تواند در افغانستان مقبوليت عمومي پيدا كند زيرا : 1- باورهاي اعتقادي مردم افغانستان با غرب متفاوت است 2- اسلام با مسيحيت تفاوت اساسي دارد در غرب شايد كليسا سبب عقب مانده گي بوده اما اسلام طلايه دار تمدن اسلامي است و سبب نجات جامعه گرديد 3- مسلمانان هرگاه توجه بيشتر به اسلام نمودند پيشرفت كردند اما پيشرفت غرب محصول دوري از مسيحيت است . از اين رو دموكراسي با فاكتورهاي غربي در افغانستان موفق نيست ولي با اين وجود گروه هاي سياسي و حتي و رجال سياسي تلاش مي كند شعار اهداف و خود را مبتني بر دموكراسي انتخاب كنند ان هم بدون توجه به معيارهاي دموكراسي كه بتواند براي مردم افغانستان قابل قبول باشد جالب تر از ان بر چسبي است كه روشنفكران ان را طراحي نموده اند مخالفت با ارزشهاي مورد قبول و پذيرش مردم افغانستان را در قالب مبارزه با پس ماندگي و مورد حمله و تهاجم قرار مي دهند اما نقد در مورد دموكراسي با برچسب مخالفت با دموكراسي آزادي و ..... بدون درنگ مردود مي دانند لذا نقد در مورد دموكراسي بنياد گرايي اما نقد و تخريب مفاهيم عاليه اسلام بايد پرچم دموكراسي اشكال ندارد. واقعيت اين است كه به بهانه دموكراسي آزادي حقوق زن و پروگرام آماده سازي افكار عمومي براي پذيرش فرهنگ روش و منش غرب در حال انجام است براي اينكه انان به هدف خود برسد تسلط فرهنگي در قدم اول بايد مردم افغانستان و به خصوص موسسات فرهنگي را در انديشه و باور و اعتقادشان تخليه كنند تا پس از اين مرحله بتوانند رل هاي فرهنگي متناسب با ارمانها و خواست خود را جايگزين نمايند در چنين و ضعيتي است كه مي بينيم و هر از چند گاهي يك نقد به اصطلاح روشنفكر ارزشهاي اسلامي را مورد نقد قرار مي دهد و حتي ان را ناكار امد معرفي مي نمايد چنين افرادي و يا جامعه اي كه از باورهاي خود گريزان شده اند و قصد دارند از فرهنگ ديگري الگو بگيرند مبتلا به شوك فرهنگي مي شوند يك روز مسلمان دو اتشه و فردا مخالفت با تمام ارزشهاي اسلامي در واقع تعارض ناخود آگاه در وجود چنين افرادي پديد مي آيد . براي رهايي از اين بحران و پيش گيري از اين بيمار ي بايد به مردم افغانستان و باورهاي ديني و فرهنگي انان احترام گذاشت و اگر خواستار دموكراسي هستيم بايد ان را متناسب با تاريخ فرهنگ آداب و رسوم يك ملت مورد توجه و بررسي قرار داد لذا با خود باختگي مخالفيم و به جان ان بايد به خود آگاهي برسيم زيرا اصلي ترين عامل عقب ماندگي ما نه تقليد از غرب بلكه عدم شناخت از اسلام عدم اعتماد به نفس و خود باوري است .
.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.

