فرهنگي

ماهنامه هادی

سرمشق خانه ها / سید عبدالحکیم مدقق

انسان الگو خواه و الگوپذیر است. هم نیاز به الگو دارد و هم الگوی ارائه شده را می پذیرد حتّی بیشتر نوآوری های بشر هم به گونه ای برگرفته از نمونه های پیشین است. بر این اساس هر مکتبی که بخواهد انسان را طبق آموزه های خود پرورش دهد باید نمونۀ عینی ارائه دهد. در غیر این صورت، ره به جایی نخواهد برد؛ زیرا با نداشتن الگو هم ممکن است انسان در پیاده کردن دستورهای کلی دچار اشتباه شود و هم ممکن است گمان کند که آنها قابل پیاده کردن نیست. در نتیجه تلاش لازم را در این راستا به عمل نیم آورد. نیاز مندی انسان به داشتن سرمشق اختصاص به یک بعد از زندگی اش ندارد بلکه در تمام ابعاد زندگی او جاری است هم در زندگی فردی هم در زندگی خانوادگی و هم در زندگی اجتماعی. نقش پرورش الگو مراتب مختلفی دارد. هر اندازه که الگو کامل تر باشد، کارایی اش بیشتر و بهتر خواهد بود. اسلام عزیز به این روش مهم تربیتی، توجه خاصی داشته و در ابعاد گوناگون کاملترین الگوها را ارائه نموده است. یکی از مهمترین ابعاد زندگی انسان مربوط به محیط خانه و زندگی خانوادگی او می شود. گرچه امروز در اثر مشغولیت های زیاد بیرونی به نقش درون خانه کمتر توجه می شود. در حالی که این بعد از زندگی بشر ارتباط تنگاتنگی با ابعاد دیگر آن دارد. افراد سالم و جامعۀ سالم، نیازمند خانۀ سالم است. اگر محیط خانه ناهنجار باشد زندگی فردی و اجتماعی او ناهنجار خواهد بود. بنابراین باید به این بعد از زندگی هم در حدّ لازم اهتمام ورزید. باید خانه های نمونه را شناخت و به این نمونه ها عمل کرد. از کاملترین آنها خانۀ ساده و گلین امام علی (ع) و فاطمۀ زهرا بود؛ خانه ای بهترین شوهر و برترین همسر را در خود جا داده بود. پیامبر اسلام (ص) به امام علی (ع) فرمود: نعم الزوجة زوجتک؛ همسر تو نیکو همسر است و به حضرت فاطمه (س) فرمودند: نعم البعل بعلک؛ شوهر تو نیکو شوهر است. خانۀ امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) فرودگاه فرشته های آسمانی بود. فرشته ها گاهی برای همکاری با فاطمه زهرا (س) در انجام کارهای خانه می آمد. بعد از پیامبر اسلام (ص) دخترش فاطمه (س) به سوگ نشست. جبرئیل امین خدمت آن حضرت رفت و آمد می کرد. او را تسلیت می گفت و از اخبار آینده با خبر می ساخت. خانه امام علی(ع) و فاطمۀ زهرا (س)، خانه ای بود که نور زهرا از محراب عبادتش برای فرشته های آسمان می درخشید؛ چنانکه ستاره های آسمان برای ما اهل زمین می درخشند. این نوشتار مهم ترین نقش های مختلف خانه را بررسی نموده و از این «سرمشق خانه ها» سرمشق ارائه می کند.

خانۀ کانون محبّت

خانۀ کانون محبّت محبّت تأثیر شگرفی در حیات انسان دارد. زندگی بخصوص در محیط خانه با محبّت زیبا و دلنشین است. اگر فضایل خانه فضای دوستانه باشد زندگی در آن شیرین و نشاط آور است وگرنه، زندگی تلخ و ملال آور خواهد بود. قرآن کریم دوستی بین زن و شوهر از آیات الهی شمرده است: «وجعل بینکم مودةً و رحمةً» ؛ و بین شما دوستی و مهربانی را قرار داد. خانه امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) کانون گرم محبّت بود و در واقع آیه مودّت بین زن و شوهر را تفسیر عینی می کرد. امام علی (ع) گاهی به فاطمه (س) می گفت: پدر و مادرم به فدایت باد. از مرثیه هایی که امام علی (ع) در مصیبت فاطمه زهرا (س) سروده است می توان به عمق محبّت بین آنها پی برد؛ جانم در نفس هایی که می کشم محبوس است. ای کاش جانم با این نفس ها بیرون می آمد. بعد از تو (فاطمه (س)) خیری در زندگی نیست. من از بیم این که مبادا عمرم طولانی شود می گویم ... هر اجتماعی از دو دوست سر انجام به جدایی می رسد و هر اجتماعی که به جدایی می رسد و هر اجتماعی که به جدایی نینجامد اندک است. این که من فاطمه (س) را بعد از پیامبر (ص) از دست دادم دلیل بر این است که دوست برای همیشه نمی ماند... او (فاطمه) دوستی بود که هیچ دوستی با او برابری نمی کند و در دلم غیر از آن دوست بهره ای ندارد. دوستی که گرچه از دیده ام پنهان گشته است اما هرگز از دلم بیرون نمی گردد. از آیه کریمه ای که گذشت استفاده می شود که اصل محبّت بین زن و شوهر امر طبیعی و خدادادی است. وظیفه آنها این است که آن را حفظ و تقویت کنند و مهم ترین راههایش عبارتند از: 1- برخورد مناسب «دوستانه» احترام آمیز با یکدیگر. برای گرم ماندن و گرم تر شدن کانون خانواده لازم است که بر خوردها دوستانه و با احترام متقابل باشد. از پرخاشگری و آنچه موجب خشم یکدیگر را فراهم می سازد. پرهیز شود. امام علی (ع) می فرمایند: من فاطمه (س) را تا آخر عمرش خشمگین و غمگین و وادار به انجام کاری نکردم و او هم هرگز مرا خشمگین و از دستورم سرپیچی نکرد. براستی چقدر زیباست که آن زن و شوهر مواظب باشند که حتی یکبار هم یکدیگر را به خشم نیاورند زیرا ممکن است که یک برخورد ناشایسته و خشم آفرین برای همیشه فضای خانه را سرد و مِه آلود سازد. برخورد پدر و مادر باید هم محبت آمیز باشد و هم محبّت آموز محبت را به فرزندان خود بیاموزند. 2- رعایت حال همدیگر. بعضی از زنان و شوهران رعایت حال همدیگر را نمی کنند هر کدام تنها به فکر تأمین خواسته های بجا یا نابجای خود می باشد. شوهر بدون در نظر گرفتن مشکلات زن می خواهد که اداره امور منزل به بهترین وجه انجام شود. زن بدون در نظر گرفتن شوهر می خواهد که زندگی او از جهت خوراک، پوشاک و مسکن به بهترین وجه تأمین شود. طبیعی است که همین خواسته های نسنجیده تأمین نمی گردد. در نتیجه موجب بروز مشکل و دلسردی می شود. راه حلش این است که خواسته های زن و شوهر محدود و با رعایت حال یکدیگر باشد. امام علی(ع) و فاطمۀ زهرا اینگونه تقسیم کار نموده بودند: کارهای بیرون خانه را امام علی (ع) و کارهای درون خانه را فاطمه (س) انجام می داد. حضرت زهرا (س) از این تقسیم کار بسیار خوشحال و خوشنود بود چون پایش به بیرون خانه کشیده نمی شد. در عین حال امام علی(ع) با آن حضرت در کارهای داخل خانه همکاری می کرد. فاطمه زهرا (س) سه روز هیچ چیزی از مواد غذایی نداشت. خود او و بچه هایش گرسنه بودند. امام علی (ع) فرمود: چرا به من خبر ندادی؟ گفت: پدرم فرمود: از پسر عمویت چیزی درخواست مکن مبادا شرمنده شود. در مورد دیگر گفت: همانا من از خدا حیا می کنم که تو را به چیزی تکلیف نمایم که توانش را نداشته باشی. 3- ایثارگری نسبت به یکدیگر خودکامگی و مقدّم داشتن خود بر دیگری موجب می شود که آن دیگری نسبت به او بدین شود. در مقابل، ایثار و از خود گذشتگی باعث خوشبینی، پیدایش و افزایش محبّت می شود. آثار مثبت ایثار در محیط خانه بیشتر می باشد؛ چنانکه آثار منفی خودکامگی هم در آن زیادتر است. امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) هر کدام دیگری را برخود مقدم می داشت. روزی پیامبر اسلام (ص) بر آنها وارد شد. دید که مشغول آرد کردن با آسیاب دستی اند. فرمود: کدام یکی از شما بیشتر خسته شده است. امام علی(ع) گفت: فاطمه (س) آن حضرت فرمود: دخترم از جایت برخیز! بعد خود او نشست با علی(ع) همکاری نمود. مدت دو روزی در خانۀ آنها جز غذای اندکی نبود. حضرت فاطمه (س) آن را به امام علی(ع) می داد. خود و بچه هایش گرسنه سپری می کردند.

خانه بستر آرامش

انسان نیاز به آرامش دارد. نمی تواند یکسره با مشکلات دست و پنجه نرم کند؛ پس باید زمان و مکان خاصی برای آرامش داشته باشد. از نظر زمانی شب زمانۀ آرامش است که انسان بعد از تحمّل رنج های روز می آرمد. از نظر مکانی، خانه بستر آرامش است که انسان از سختی ها و گرفتاری های بیرون، آرام می گیرد. شاید از این رو است که خانه را مسکن؛ جای آرامش می گویند. بستر ساز آرامش خانه، زن خانواده است؛ چنانکه قرآن کریم او را مایۀ آرامش دانسته است. امام علی(ع) فرموده اند: وقتی به چهرۀ فاطمه (س) نگاه می کردم، غم و اندوه از دلم زدوده می شد. آن حضرت با دشواری های دوران جهاد و مبارزه با دشمنان اسلام رو به رو بود. مدت زمانی هم در حالی زندگی می کرد که خار در چشم و استخوان در گلویش بود. اما بستر آرامی که حضرت فاطمه (س) فراهم می ساخت همه سختیها را برای او آسان می کرد. زن چگونه می تواند در محیط خانه بستر آرامش را فراهم سازد؟ با اخلاق و رفتار شایسته، احساس مسؤولیت و عمل به وظایف شوهر داری؛ چنانکه در حدیث آمده است: جهادُ المرأة حسنُ التبعُّل؛ جهاد زن، خوب شوهر داری کردن است. مرد هم نباید نسبت به این امر مهم بی تفاوت باشد، چون رفتار های زن و شوهر تأثیر و تأثر متقابل دارد؛ بویژه بسیاری از رفتارهای زن از حالت واکنشی برخوردار است و در واقع پاسخ به رفتارهای شوهر است. بر این اساس لازمۀ این که زن خوب همسر داری کند این است که مرد هم خوب همسر داری نماید. بعضی گمان می کنند که رفاه و آسایش، زمینه ساز آرامش است؛ در حالی که چنین نیست اگر زن و شوهر به وظایف زناشوئی درست عمل کنند، خانه شان گلستان آرامش خواهد بود گرچه از رفاه و آسایش محروم باشند. در غیر این صورت، خانه آنها خارستان ناآرامی خواهد بود گرچه در نهایت رفاه و آسایش باشند.

خانه زمینه ساز تربیت

تربیت تنها وظیفۀ مدرسه و مراکز تربیتی نیست، بلکه خانه هم در این امر مهم نقش اساسی دارد. همان طوری که مدرسه خانه دوم است باید خانه هم مدرسه دوم باشد. پدر و مادر نگویند: پرورش جسمی فرزندان بر عهدۀ ماست که شکم شان را سیر کنیم و لباس و مسکن آنها را تأمین کنیم اما پرورش روحی آنها بر عهدۀ معلّمان و مربّیان است این پندار باطل باعث می شود که فرزندان تربیت نیافته و ناسالم بار آیند و تلاش معلمان و مربیان هم عقیم و بی اثر ماند. خانۀ خوب و موفق خانه است که زمینۀ مناسب تربیت باشد و همگام با مدرسه این بار سنگین را بر دوش کشد. خانه امام علی(ع) و فاطمه (س) مناسب ترین زمینه برای تربیت بود. و والاترین انسانها را تحویل جامعه بشری داد. کریم اهل البیت(ع) امام حسن مجتبی(ع)، سالار شهیدان امام حسین (ع) و قهرمانان کربلا زینب (س) و ام کلثوم (س) در این کانون پرورش یافته اند. از کسانی که در خانه آنها تربیت یافته است فضّه خادمۀ حضرت زهرا (س) بود. او بیش از بیست سال تنها با آیات قرآن سخن می گفت. هرگاه می خواست چیزی بخواهد یا پاسخ کسی را بدهد، آیه ای از قرآن کریم می خواند. خادمۀ دیگر آن حضرت اُمّ أیمن بود. او بعد از شهادت فاطمه زهرا (س) گفت: دیگر در مدینه نمی مانم؛ زیرا نمی توانم جای خالی او را ببینم. به سوی مکه مکرّمه راه افتاد. در بیابان از شدت گرما و تشنگی نزدیک بود که جان بدهد. دعا کرد: خدایا من خادمۀ محبوبه ات زهرایم. از هلاکت نجاتم بده! خدایا به آبروی زهرا (س) از آسمان برایش آب گوارایی فرستاد که برای هفت سال سیراب شد و در گرمترین روزها احساس تشنگی نمی کرد. تربیت روش های گوناگون دارد. از مهمترین آنها عبارتند از : 1- شخصیت دادن به فرزندان انسان کوچک باشد یا بزرگ در صورتی پایبند هنجارهای اخلاقی است که احساس شخصیت کند. اگر دچار کمبود شخصیت باشد دس به ناهنجارهای اخلاقی خواهد زد. برای این که زیردستان سالم تربیت شود لازم است به آنها شخصیت داده شود سخنان و نظرهای شان مورد توجه قرار گیرد. در یک کلام زمینۀ ابراز شخصیت برای آنها فراهم گردد. امام حسن (ع) کودک خردسالی بود. او به مسجد می رفت. بعد از نماز به سخنرانی جدّش پیامبر اسلام (ص) گوش فرا می داد. وقتی به خانه می آمد، در جایگاه بلندی قرار می گرفت. برای مادرش فاطمه (س) سخنرانی می کرد . حضرت زهرا (س) امام علی(ع) را در جریان گذاشت. آن حضرت یک روز زودتر از مسجد آمد و پشت پرده پنهان شد تا به سخنرانی فرزندش گوش فرا دهد. آن روز زبان امام حسن (ع) گیر می کرد. حضرت فاطمه (س) علتش را پرسید. گفت: مادر! امروز انسان بزرگی از پشت پرده سخنان مرا می شنود. زبانم از هیبت او لُکنت پیدا می کند. امام علی (ع) آمد. فرزندش را در بغل گرفت و صورت نازنینش را بوسه زد. 2- عدم تبعیض بین فرزندان ممکن است دوستی پدر و مادر نسبت به فرزندان یکسان نباشد. بعضی از آنها را در اثر ویژگی هایی بیشتر دوست داشته باشند. اما این تفاوت درونی نباید منجر به تفاوت بیرونی شود. باید در نحوۀ برخورد و ابراز محبت همه را با یک دید بنگرند و گرنه، فرزندانی که با دید کمتر نگرسته شوند، عقده دل و افسرده خاطر بار می آیند. شخصی در محضر پیامبر اسلام (ص) صورت یکی از بچه هایش را بوسید و صورت دیگری را نبوسید. آن حضرت فرمود: جرا با هر دو یکسان عمل نکردی؟! پدر و مادر مواظب باشند که حتّی با تفاوت های بجا هم دل فرزندان را نشکنند. اما حسن (ع) و امام حسین (ع) در دوران کودکی با هم مسابقۀ خوشنویسی گذاشتند. از مادرشان حضرت فاطمه (س) خواستند تا داوری کند . آن حضرت نخواست که دل یکی از آنها را بشکند به پدرشان امام علی(ع) واگذار کرده ایشان هم آنها را پیش از جدّشان پیامبر (ص) فرستاد. حضرتش هم نپذیرفت. سرانجام دوباره به مادرشان حضرت فاطمه (س) واگذار شد. آن بزرگوار داوری نکرد بلکه از راه دیگر مسأله را حل نمود. فرمود: من نخ گردنبندم را پاره می کنم. هر کدام شما دانه های بیشتری بگیرد، او برنده است. جبرئیل امین به دستور خدا دانه ها را یکسان بین آنها تقسیم کرد تا دل هیچ یک از آنها نشکند.

پی نوشتها:

بحار ج 43/ 132. همان ص 29. اصول کافی ج7/ 207. بحار ج 43/ 12. روم/ 21. بحار ج 43/ 153. همان، ص 213-217. همان ص 134. همان ص 31. همان. بحار ج 43/ 51. همان ص 59. روم/ 21. بحار ج43/ 134. وسائل الشیعه ج20/ 221. بحار ج43/ 87. همان، ص 28. وسائل الشیعه ج21/ 487. بحار ج43/ 309.

.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.