فرهنگي

ماهنامه هادی

حضرت زهرا(س)تربیت یافته مکتب وحی/سید محمدحضرت موسوی

قبل از بررسی اصل موضوع توجه خوانندۀ گرامی را به چند نکتۀ مهم جلب می نمایم: 1- تعلیم و تربیت در اسلام از اهمیت و جایگاه خاص و ارزشمندی برخوردار است و در نظام پرورشی مکتب اسلام بر این نکته سفارش و تأکید زیادی شده و اساساً فلسفۀ بعثت انبیاء عِظام عموماً و پیامبر (ص) خصوصاً ساختن و پرورش انسانها بوده است چنانکه پیامبر اکرم (ص) به این حقیقت تصریح نموده می فرماید: «انّی بُعثتُ لِاَتَمّمَ مکارم الاخلاق» خداوند مرا مبعوث به رسالت نمود تا اخلاق کریمانه و پسندیده را به اتمام و کمال برسانم، یعنی انسانها را با خُلق و خوی شایسته و صفات برجسته انسانی و الهی تربیت نمایم و بشریت را به سوی کمال و سعادت ابدی رهنمون باشم. 2- نگاه اسلام به تربیت و ساختن انسان منحصر به دوران پس تولد او نیست بلکه مراحل قبل از تولد و انعقاد نطفه و همچنان دوران حیات انسانی در رحم مادر را نیز مد نظر قرار داده و به آن توجه خاصی نموده است بگونه ای که پدر و مادر را ( به عنوان یکی از عوامل مؤثر در تربیت انسان) در بکار گیری اسباب مؤثر در تربیت و تکامل معنوی و مادی فرزند در این دوران نیز ترغیب و تشویق نموده و آنها را از انجام کارهایی که تربیت و تکامل فرزند را مختل می کند نهی کرده و باز داشته است، یعنی در واقع از نظر اسلام برای تربیت صحیح و ساختار شخصیت معنوی انسان قبل از هر چیز لازم است خاستگاه و عوامل تربیتی او از سلامت روحی و جسمی کامل برخوردار باشند. 3- دین مبین اسلام در راستای تربیت و ساختن انسانها تنها به شیوه و روش خاص بسند نکرده است بلکه روشها و راهکارهای مختلف نظری و عملی را مورد توجه قرار داده است و یکی از بهترین شیوه های تریتی اسلام معرفی الگو و نمونه عینی از قبیل انبیاء عظام و اولیاء گرامی است، و حضرت زهرا سلام الله علیها (که خود تربیت یافته این مکتب مقدس می باشد) یکی از نمونه های عینی و تابلوی تمام عیار انسان کامل است که دین مقدس اسلام او را برای انسانیت معرفی نموده است. با توجه به نکاتی که یاد آور شدیم در این نوشتار برآنیم تا عوامل تربیت و ساختار شخصیت ممتاز و بی نظیر زهرای مرضیّه سلام الله علیها را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم تا علاوه بر آشنایی اجمالی با شخصیت عظیم الشأن و ملکوتی آن سرور زنان عالم، آن وجود مقدس و زوایای زندگی سراسر افتخار آن حضرت را الگو و سرمشق شئونات زندگی مادی و معنوی خود قرار دهیم و در نتیجه یک گام به حق و حقیقت نزدیک تر شویم.

عوامل تربیتی حضرت زهرا(س)

بطور کلّی سه عامل عمده و مهم در تکامل و ساختار شخصیت معنوی و ارزشمند دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) حضرت زهرا سلام الله علیها، نقش اساسی و بسزایی داشته است.

1- آغوش وحی یا مکتب اسلام

اولین عامل تربیتی مؤثر و نقش آفرین در ساختار شخصیت والای حضرت زهرا (س) تعلیمات حیات بخش مکتب مقدس اسلام می باشد که از منبع لایزال وحی سرچشمه گرفته و توسط بزرگ معلم آن یعنی پیامبر بزرگ اسلام (ص) بر اساس « وانذر عشیرتَک اُلاقُرَبین» ابتدا در میان خانواده و بستگان آن حضرت و سپس به همه انسانها عرضه گردیده است و زهرای مرضیه (س) بیش از هر کس از این خوان نعمت الهی بهره گرفته و در آغوش سرچشمه جوشان وحی و مکتب نورانی اسلام تربیت یافته و راههای تکامل را پیموده است. و به عبارت دیگر «فاطمه علیها سلام [بانویی] است که در مکتب اسلام تربیت شده و قدرت روحی و قوت منطق و عاطفۀ زناشوئی و بندگی و فروتنی در مقابل بزرگی خدا را تحت تربیت پدر بزرگوار خود در همین مکتب فرا گرفته ... است.» گذشته از اینها و مهم تر از همه دستور آفریدگار هستی به پیامبر (ص) مبنی بر دوری نمودن چهل شبانه روزی آن حضرت از همسر گرامی اش خدیجه (س) و بعد هم انعقاد نطفه فاطمه از میوۀ بهشتی بهترین دلیل و شاهد گویای نقش اسلام و مکتب وحی و بلکه خدای متعال در تربیت و پرورش شخصیت عظیم الشأن آن حضرت از بدو خلقت می باشد، چنانکه روایت ذیل ما را به این حقیقت یعنی نقش مکتب وحی بر تربیت و ساختار شخصیت والای حضرت زهرا سلام الله علیها، بیشتر و بهتر آشنا می کند: در روایتی چنین آورده اند که: فرشتۀ وحی بر پیشوای بزرگ توحید فرود آمد و گفت: ای «محمد»! خداوند بلند مرتبه درودت می فرستد و به تو دستور می دهد که به مدت چهل شبانه روز از همسرت «خدیجه» دوری گزینی. آن حضرت با وجود عشق و علاقه فراوان به خدیجه فرمان خدا را به جان خرید و این مدت چهل شبانه روز را، شب ها به نیایش و عبادت و روزها به روزه داری کمر بست و به «خدیجه» نیز بوسیله عمار پیام فرستاد که: «هرگز چنین مپنداری که دوری گزیدن از تو، بخاطر بی توجهی و یا کدورت و ناراحتی است، بلکه حقیقت این است که پروردگارم مرا به این کار فرمان داده است و من تنها به انجام دستور می اندیشم، از این رو این دوری گزیدن را جز به نیکی و خیر نسبت به من گمان نداشه باش چرا که خداوند هر روز چندین مرتبه به وجود شایسته تو بر فرشتگان گرانمایه اش مباهات می کند.» از این رو هنگامی که شب فرا می رسد در را ببند و برای استراحت به بستر خویش درآی و آگاه باش که من نیز در خانه «فاطمه بنت اسد» هستم. هنگامی که پایان چهلمین روز فرا رسید، فرشته وحی بر پیامبر فرود آمد و گفت: هان ای «محمد»! خدای بلند مرتبه درودت می فرستد و فرمان می دهد که خویشتن را برای دریافت تحیت و ارمغان او آماده سازی، پیامبر از فرشته وحی پرسید: ارمغان پروردگار جهانیان چیست؟ جبرئیل گفت: من نمی دانم. پیامبر آماده بود که «میکائیل» فرود آمد و طبقی را که بر روی آن روپوشی از دیباج بود، در برابر او بر زمین نهاد. فرشته وحی پیش آورد و گفت: ای «محمد»! پروردگارت به تو فرمان می دهد که امشب با این غذا افطار نمایی. امیرالمؤمنین علی (ع) در این مورد آورده است که: «روش همیشگی پیامبر این بود که هرگاه می خواست افطار نماید به من دستور می داد که درب خانه را باز گذارم تا هر کس از راه می رسد وارد شود و اگر میل به غذا دارد، بتواند غذا بخورد. امّا آن شب مرا به درب خانه نشاند تا مانع ورود مردم گردم و فرمود: علی جان! این غذایی است که جز بر من، حرام است» امیر مؤمنان می افزاید: «من به دستور پیامبر کنار درب خانه نشستم و پیامبر با ارمغان آسمانی تنها ماند. هنگامی که سرپوش را از روی طبق برداشتند، دیدم خوشه ای خرمای تازه، و خوشه انگور در آن سینی نهاده شده است. پیامبر از آن ارمغان آسمانی سیر خوردند و آب گوارا نیز نوشیدند... . پیامبر برخاست تا نماز آغاز کند که «جبرئیل» پیش آمد و گفت: اینک نماز بر شما ممنوع است تا به سرای «خدیجه» بروید چرا که خدا به ذات پاکش سوگند یاد کرده است که امشب از شما فرزند پاک و پاکیزه و نسل سرفرازی پدید آورد. پیامبر شتابان به سرای «خدیجه» آمد، آن بانوی بزرگ می گوید: ... آن شب درست میان خواب و بیداری بودم که بناگاه پیامبر محبوب، در خانه را به صدا درآورد. صدا زدم چه کس حلقۀ در خانه ای را می کوبد که جز «محمد» نباید دیگری باشد؟ پیامبر بانوای دلنشین و لحن آرام بخش و زیبایش فرمود: خدیجه! منم محمد درب را باز کن. منم، من! خدیجه می گوید: در اوج شادمانی از آمدن پیامبر برخاستم و درب خانه را گشودم و پیامبر وارد شد. آن حضرت این گونه بود که پس از ورود به خانه، ظرف آبی می طلبید و وضو می ساخت و دو رکعت نماز می خواند و پس از نماز به بستر می رفت امّا آن شب آب نخواست و آماده نماز نشد بلکه میان من و او، آنچه میان دو همسر انجام می شود، انجام شد. آنگاه خدیجه سوگند یاد می کند که: به خدایی که آسمان بلند را برافراشت و آب را از زمین جوشانید و جاری ساخت که آن شب هنوز پیامبر خدا از کنار من دور نشده بود که سنگینی وجود و حضور گرانمایۀ دخت سرفرازم «فاطمه» را در سازمان وجود خود حِس کردم... چنانکه ملاحظه می کنید سراسر این داستان جالب و شگفت انگیز بخصوص فرمان خدا و ندبه پیامبر در کناره گیری از خدیجه (س) و نزول ارمغان آسمانی و میوه بهشتی جهت افطار آن حضرت و سپس سفارش به آمیزش با خدیجه (س) و .... همه و همه حاکی از نقش مکتب وحی و بلکه خدای متعال در تربیت و ساختار شخصیت ممتاز فاطمه (س) حتی قبل از ولادت آن حضرت می باشد و این اولین عامل تربیتی مؤثر در ساختار شخصیت عظیم الشأن حال وآینده دختر گرامی پیامبر اکرم (ص) به حساب می آید.

2- شخصیت ممتاز پیامبر (ص)

دومین عامل عمده تربیتی مؤثر در ساختار شخصیت معنوی فاطمه سلام الله علیها، وجود مقدس پدر گرامی او حضرت پیامبر اکرم (ص) است، یعنی آن بانوی بزرگ اسلام پس از تولد، مراحل رشد و کمال را تحت تعلیم و تربیت پدر ارجمندش سپری نمود و در دامن پاک و پر مهر آن حضرت بزرگ شده و به درجه بالایی از معرفت و شناخت، ایمان و فضایل اخلاقی دست یافته بود و «فاطمه (س) در خانواده پیغمبر (ص) بهترین و نیکو ترین مراحل تعلیم و تربیت را طی نموده و در ادب و اخلاق و دانش به پایه نهایی رسیده بود...» پس اجمالاً نقش اساسی پیامبر (ص) در تکوین شخصیت والای دختر فرزانه اش جای انکار و تردید نیست اما اگر بخواهم بیشتر و بهتر به این حقیقت آشنا شویم لازم است اندکی سیمای الهی و شخصیت گرامی پیامبر (ص) را از زاویه آیات و روایات اسلامی مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهیم: الف: شخصیت پیامبر در قرآن قرآن کریم به عنوان کتاب مقدس آسمانی و راهنمای بشر و نسخه شفا بخش دردها و امراض روحی و روانی انسان و معرّف الگوهای برجسته انسانیت، در آیات متعددی به مدح و ستایش پیامبر اکرم(ص) و بیان فضایل، خصوصیات، ویژگی و صفات برجسته اخلاقی آن حضرت پرداخته است که توجه شما را به دو نمونه از آیات مذکور جلب می نمایم: 1- در سوره مبارکه قلم آیه 4 «خداوند پیامبر خود را به عظمت اخلاقی می ستاید: «انّک لعلی خلقٍٍ عظیم» با جمله اسمیه و تأکید می فرماید: تو دارای اخلاق عظیمی هستی، وقتی خدای سبحان از چیزی به عظمت یاد کند معلوم میشود که از عظمت فوق العاده ای برخوردار است چون او هر چیزی را به عظمت نمی ستاید؛ بسیاری از موارد را به صفت «ضعف» یا «قلّت» یاد می کند. «امّا وقتی از خلق رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نام می برد می فرماید: ای پیامبر! تو و بعد همۀ ملکات نفسانی در حدّ اعلی هستید!» درباره نزول این آیه مبارکه در شأن و منزلت پیامبر اکرم (ص) گفته اند که: «روزی اعرابی آمد و ردای مبارکش [ردای مبارک پیامبر(ص)] را با عنف کشید به حدی که در گردن مبارکش جای کنار ردا مانده پس گفت از مال خدا به من بده، پس آن حضرت از روی لطف به سوی او التفات فرمود و خندید و فرمود که به او عطائی دادند. پس حق تعالی فرستاد که :«انک لعلی خُلق عظیم» 2- در سوره مبارکه انبیاء آیه 107 به یکی دیگر از صفات بارز و ویژگی مهم پیامبر اکرم (ص) تصریح نموده می فرماید: «وما ارسلناک الّارحمة للعالمین» یعنی ما تو را جز برای رحمت نسبت به جهانیان نفرستادیم، خداوند سبحان در این آیه مبارکه «می خواهد بگوید: «پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلم، رحمت عامه ای است که همگان از او استفاده تکوینی و بهره غیر تکوینی می برند.» با توجه و دقت در این دو آیه مبارکه و سایر آیات بخوبی می توان به سیمای حقیقی و ملکوتی پیامبر (ص) و نیز خصوصیات اخلاقی و ملکات نفسانی آن حضرت پی برد و آشنا شد. ب: شخصیت پیامبر(ص) در روایات در روایات اسلامی شیعه و سنی نیز از خصوصیات و ویژگی های برجسته اخلاقی پیامبر (ص) فراوان سخن گفته شده که می توانند به روشنی شخصیت ممتاز آن حضرت را برای ما معرفی کنند و اینک به چند نمونه توجه کنید: 1- حضرت علی (ع) می فرماید: «از همان لحظه ای که پیامبر (ص) را از شیر گرفتند خداوند بزرگترین فرشته (جبرئیل) خود را مأمور تربیت پیامبر کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند...» از این روایت چنین بر می آید که حضرت پیامبر (ص) پرورش یافته خدای متعال بوده و تمام اخلاق و آداب اسلامی و انسانی را از عالم بالا دریافت نموده است و مربی آن حضرت خود خداوند سبحان بوده است چنانکه ابن عباس از خود آن حضرت نقل می کند که فرمود: «من تأدیب کردۀ خدایم و علی تأدیب کرده من است...» 2- در سخن دیگری از امیرالمؤمنین نقل کرده اند که فرمود: «پیامبر (ص) طبیبی است که برای درمان بیماران سیار است «طبیبٌ دوَّارٌ بطبه»، یعنی مرهم های شفا بخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته، برای شفای قلب ها کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال آماده، و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است. آری پیامبر عظیم الشأنی که قرآن و روایات او را با این خصوصیات و ویژگی های اخلاقی و صفات برجسته و کمالات انسانی برای ما معرفی می کند. همین پیامبر، پدر زهرای مرضیه(س) و مسئول تربیت و پرورش آن بانوی بزرگ اسلام نیز هست پس بسیار واضح و روشن است که تربیت یافته دست پیامبر(ص) یعنی زهرای مرضیه سلام الله علیها نیز باید همان کمالات مربی و معلم بزرگ خویش را دارا و همه سجایای اخلاقی و صفات پسندیده نفسانی را از او به ارث برده باشد. گذشته از قانون وراثت که یک قانون مسلّم و پذیرفته شده است و روان شناسان نیز به آن اعتراف دارند ، بارها پیامبر اکرم (ص) این جمله را در مورد دختر گرامی اش فرموده اند که: «فاطمه پاره تن و جان من است...» اگر فاطمه (س) بخشی از تن و جان پیامبر است پس باید آنچه که از کمالات نفسانی و صفات انسانی را پیامبر (ص) دارد وجود مقدس زهرا (س) نیز داشته باشد. زیرا او پاره تن پیغمبر و تربیت شدۀ دست مبارک آن حضرت است در نتیجه شخصیت والا و عظیم الشأن پیامبر مکرم (ص) دومین عامل اساسی و مؤثر در تکوین شخصیت فاطمه سلام الله علیها به حساب می آید.

3- دامن پر مهر خدیجه(س)

سومین عامل اساسی و مؤثر در ساختار و تکوین شخصیت والای زهرای اطهر (س)، وجود مبارک مادر گرامی اش حضرت خدیجه (س) است. خدیجه (س) دختر خُویلد و همسر گرامی پیامبر (ص) و مادر فاطمه (س) زنی خوش نام و نشانی که حتی قبل از ظهور اسلام نسبت به سائر زنان مکه و قریش از ویژگی های برجسته ای برخوردار بود، خصوصیات اخلاقی و کمالات انسانی که وجود خدیجه (س) را از دیگران ممتاز ساخته بود بدین شرح می باشد: 1- طهارت و پاکی: طهارت و پاکی خدیجه (س) در میان مردم عصر خودش زبان زد خاص و عام بود به همین خاطر فرزندان این بانوی بزرگ در میان مردم به «بنوالطاهره» معروف گشته بودند. 2- ذکاوت و هوشمندی: زکاوت و هوشمندی از صفات پسندیده و بارز دیگر «خدیجه (س)» به حساب می آید، چنانکه داستان ذیل گویای این حقیقت در وجود آن بانوی بزرگ می باشد: محمد بن سعد به نقل از ابن عباس می گوید: «زنان مکه یکی از روزهای ماه رجب را برای خود عید قرار داده بودند و در این روز کنار بتی گرد هم جمع بودند که ناگاه آن بت به شکل مردی درآمد و به آنان نزدیک شد و سپس آنها را با صدای بلند ندا کرد که ای زنان قیماء! به زودی در شهر شما پیامبری به نام احمد به رسالت الهی مبعوث می شود پس هر یک از شما زنها که می تواند همسر او گردد باید همسر او شود؛ زنان حاضرهمه آن مرد را به باد مسخره گرفته و بر او خشم کردند امّا در این میان تنها خدیجه (س) لب فرو بست و سکوت عاقلانه اختیار نمود و آنچه را که دیگران به زبان آوردند به زبان نیاورد.» با کمی دقت در این داستان ذکاوت و هوشمندی خدیجه بخوبی روشن می شود زیرا سکوت او در برابر آن ندای «شاید آسمانی» حکایت از همین حقیقت در وجود مبارک او دارد. و شاید همین ندا، سالهای سال در گوش خدیجه طنین انداز بود و آن را در خزینه ذهن خود حفظ کرده بود که در اولین جلسه خواستگاری پیامبر (ص) از وی با کمال میل تن به همسری و ازدواج با پیغمبر بدهد. و نیز پذیرش اسلام به عنوان دین حق و حقیقت از سوی خدیجه (س) آنهم به عنوان اولین شخص از قشر زنان علاوه بر این که نام او را در زمره خوبان و نیکان تاریخ قرار داده است و دلیل بر شخصیت والای او می باشد حکایت از وجود همین حقیقت و ویژگی در نهاد او دارد. 3- شرافت و بزرگ منشی: خدیجه (س)به شرافت و بزرگ منشی نیز شناخته شده بود و از این جهت نیز از دیگران ممتاز بود و کسی به پایۀ او نمی رسید چنانکه محمد بن سعد می نویسد: «کانت خدیجةُ ذاتُ شرفِ و...» یعنی خدیجه بانوی با شرافت و بزرگ منشی بود. آری خدیجه (س) بزرگ بانوی بود که پیامبر اکرم (ص) دربارۀ او می فرماید:«برترین زنهای اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و ... است» و نیز می فرمود: «خداوند هر روز چندین بار به وجود شایسته تو بر فرشتگان گرانمایه اش مباهات می کند» و بالاخره در شأن و منزلت او همین بس که خداوند توسط جبرئیل به او سلام می فرستد و می فرماید: «انّ الله یقرء علی خدیجة السلام» و فاطمه زهرا سلام الله علیها از مادری مثل خدیجه (س) با این اوصاف و خصوصیات اخلاقی و کمالات نفسانی، متولد گردیده و مراحل تکامل و تعالی را در دامن پاک و پر مهر او سپری نموده و بی تردید صفات و کمالات ارزندۀ اخلاقی چون عفت و پاکی، عطوفت و مهرورزی، صداقت و راستی، وفا و امانت داری، ایثار و ازخود گذشتگی، شرافت و بزرگواری، زرنگی و تیزهوشی و در یک جمله تمام فضایل اخلاقی و انسانی را از مادر بزرگوارش به ارث برده و در سایه تعالیم نورانی اسلام تحت رهبری و هدایت پیامبر (ص) به قلۀ رفیع ایمان و معرفت و کمال و عصمت دست یافت. پس بر ما مسلمانان و شیعیان بخصوص بانوان گرامی است که دختر گرامی پیامبر (ص) فاطمه زهرا (س) را بیش از پیش بشناسیم و با شخصیت عظمی الشأن و الهی آن حضرت آشنا شویم و آن وجود مقدس را سرمشق و الگوی زندگی مادی و معنوی خویش قرار دهیم. انشاءالله. حسن ختام این مقال را این شعر فارسی قرار می دهیم که: عالم صدف است و فاطمه(س) گوهر او گیتی عرض است و فاطمه(س) جوهر او بر فضل و شرافتش همین بس که زخلق احمــد پـــدر است و مرتـضی شوهر او

پی نوشتها:

بحار الانوار، ج16، ص 210. سوره شعراء، آیه 214. فاطمه دختر محمد(ص)، سید جعفر شهیدی، ص 8. برگرفته از معجم الکبیر، طبرانی، ج22، ص 401 و 19 کتاب دیگر از کتابهای اهل سنت. فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجه: علی کرمی، ص 81-79، و فتهی الآمال، مرحوم شیخ عباس قمی، ج1،صص 287- 285، و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج16، صص 80- 78. فاطمه دختر محمد(ص)، سید جعفر شهیدی، ص 36. تفسیر موضوعی قرآن کریم «سیره رسول اکرم در قرآن»، جوادی آملی، ج8، ص 58. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج1،ص 78. تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج8،ص 62. مانند 128 توبه، 45 و 56 و 21 احزاب، و 199 اعراف و... . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 192، ص 399. منتهی الآمال، ج1، ص 79. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 108، 203. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج1، ص 295. برگرفته از الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ج 8، ص 15، با تخلیص و کمی دخل و تصرف. الطبقات الکبری، ج8، ص 15. الطبقات الکبر، ج8،ص 16. فاطمه علیها السلام، برترین بانو، سید شرف الدین موسوی، ص 134 به نقل ا مسند احمد بن حنبل. بحارالانوار، ج16، ص 80- 78. خاندان وحی، سید علی اکبر قرشی، ص 83، به نقل از متدرک حاکم، ج3، ص 186.