فرهنگي
ماهنامه هادی
سيره عبادي امام علي(ع) / سيد احمد جعفري
قــسمت پــایــانــی
جلوه های عبادی امام علی(ع)
1- ضرار بن ضمرۀ ضبّابی ، در پیش معاویه گوشه ای از حالات شبانۀ امام امیر المؤمنین علی(ع) را بیان کرد آنچنانکه او با آن قساوت قلب به گریه افتاد! ضرار گفت: «گواهی می دهم که من او را در بعض مواقف عبادتش دیدم، هنگامی که شب پرده های تاریکی خود را گسترده و آن حضرت در محراب عبادت خویش ایستاده و دست بر محاسنش گرفته و همچون «مار گزیده» بخود می پیچید و مانند آدم غمزده می گریست و خطاب به دنیا می فرمود: ای دینا ای دنیا از من فاصله بگیر؛ آیا (برای فریب) به من روی آورده ای؟ یا طالب و خواهان من شده ای؟ نیاید آن روز تو! چه آرزوی دور و بعیدی است این آرزوی تو! دیگری را بفریب که مرا به تو نیازی نیست! تو را من سه باره طلاق داده ام که در آن رجوعی نیست! زندگانی تو کوتاه است و ارزشت اندک است و آرزویت پست! آه از کمی توشه و درازی راه و دوری سفر و بزرگی منزلگاه و محل ورود!!!».
2- عروة بن زبیر نقل کرده است که: در مسجد النّبی نشسته بودیم و احوال اهل بدر و بیعت رضوان را می گفتیم، «ابو درداء» گفت: «ای قوم، آیا شما را خبر دهم به کسی که مالش از همه کمتر و ورعش از همه بیشتر و کوشش در عبادت از همه زیادتر است؟» گفتند: او کیست؟ گفت: علی بن ابیطالب (ع) راوی می گوید: به خدا سوگند، کسانی که در مجلس حاضر بودند با شنیدن نام آن حضرت روترش کردند و از ابو درداء صورت گرداندند! یکی از انصار گفت: ای ابودرداء چیزی بگفتی که کسی با تو موافق نبود؟ ابودرداء گفت: من آنچه با چشم خود دیده ام می گویم، شما هم آنچه دیده اید بگوئید، سپس ادامه داد که: من علی بن ابیطالب (ع) را در فضای کوچک «نخلۀ بنی البحار» دیدم، از دوستانش کناره گرفته بود و از اهلش، مخفی شده بود و خود را در زیر شاخه های کوچک درختان پنهان کرده بود، او را پیدا نکردم، گفتم شاید به منزل رفته است، ناگاه صدایی حزین و نغمه ای اندوهبار به گوشم رسید که می گفت: «الهی، چقدر در مورد گناهان مهلک با من حلم ورزیدی و در برابر آنها نعمت، عنایت فرمودی، و چقدر از گناهان که به کرمت بر روی آن پرده کشاندی، الهی اگر عمرم را در معصیت تو به پایان رسانده ام و در نامۀ عملم، گناهانم بزرگ شده به غیر از آمرزش تو، آرزویی و به جز رضا و خشنودی تو امیدی ندارم.» ابودرداء می گوید: این صدا مرا از رفتن بازداشت، به دنبال صدا رفتم، دیدم که علی بن ابیطاب است ، پنهان شدم که کلامش را بشنوم، از حرکت باز ایستادم، حضرت در تاریکی شب ، چند رکعت نماز به جای آورد، بعد از آن، مشغول دعا و تضرّع و زاری شد و به گریه و مناجات ادامه داد، از جمله کلماتی که مناجات می کرد این بود: «خداوندا! هنگامی که به عفو تو می اندیشم، خطاهای من بر من،آسان می شود و وقتی که به مؤاخذه بزرگ تو فکر می کنم، بلای من، بزرگ می شود، سپس فرمود: پروردگارا! اگر در نامۀ عملم، گناهانی را که فراموش کرده ام و تو آنها را احصاء فرموده ای، بخوانم و تو فرمان دهی که او را بگیرید، ای وای بر کسی که او را گرفته اند و عشیرۀ او نمی توانند او را نجات دهند و قبیله اش به حال او نفعی ندارند، و بزرگان به او ترحم نمی کنند، وقتی که به منادی اذن داده شود.» سپس فرمود: «آه از آتشی که جگر و کلیه را کباب می کند، آه از آتشی که گوشت را کباب می کند، آه از فرو رفتن در شعله های فروزان جهنّم.» سپس شروع کرد به گریه، من دیگر از او صدایی نشنیدم، گفتم از طول بیداری، خواب بر او غالب شده است، بیدارش کنم برای نماز صبح ، چون بر بالینش آمدم دیدم که مثل چوبی بی حرکت افتاده است، حرکتش دادم ، دیدم حرکت نکرد... گفتم: «اِنّا لله و انّا الیه راجعون» والله، علی بن ابی طالب(ع) از دنیا رفت. به شتاب به منزل فاطمه (س) رفتم. فرمود: ای ابودرداء ماجرا چیست؟ من آنچه را که اتفاق افتاده بود برای آن بانو گفتم ایشان فرمود: «هی والله یا ابا درداء الغشیة الّتی تأخذه من خشیة الله؛ به خدا قسم ای ابودرداء ، از خشیت و خوف الهی، غشوه بر علی (ع) عارض شده است.» بعد آمدند و آبی به چهره اش پاشیدند، به حال آمد و به من نگاه کرد در حالی که من گریه می کردم فرمود: «مِمّا بکاوُّک یا ابادرداء ؛ ای ابادرداء چرا گریه می کنی؟ » گفتم : به خاطر آنچه که بر شما گذشت. فرمود: «ای ابودرداء ، پس چگونه خواهد بود اگر ببینی که مرا به حساب خوانده اند، و گناهکاران، یقین به عذاب پیدا کنند و ملائکه های غلاظ و شداد و زبیانیه آتش مرا فرا بگیرند و در پیشگاه خدای قهار بایستیم در حالی که دوستان از من دست کشیده، و اهل دنیا به من دلسوزی کنند اینجا تو باید بیشتر به حالم رقّت و ترحّم کنی در پیشگاه کسی که چیزی بر او پوشیده نیست.» ابودرداء می گوید: به خدا قسم، چنین حالتی را در هیچ یک از اصحاب رسول خدا (ص) ندیدم.
3- حَبَّۀ عُرَنی و نوف بکالی می گویند: شبی را در صحن دارالاماره کوفه در مهمانی علی (ع) خوابیدیم، بعد از نیمۀ شب بود که امیر مؤمنان علی (ع) آهسته از داخل قصر به طرف صحن حیاط می آمد ولی با حالتی غیر عادی، دهشت فوق العاده ای بر او مستولی بود به طوری که قادر نبود تعادل خود را حفظ کند، دست خود را به دیوار تکیه داده و خم شده ، و با کمک دیوار قدم به قدم پیش می آمد و با خود آیاتی از آخر سوره آل عمران را زمزمه می کرد: (انّ فی خلق السّماوات والأرض و اختلاف الّلیل و النّهار لآیاتٍ لاولی الألباب؛ الّذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکّرون فی خلق السمّاوات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النّار . ربّنا انّک من تُدْخل النّار فقد اخزیته و ماللظّالمین من انصارٍ. ربّنا انّنا سمعنا منادیاً ینادی للایمان ان امنوا بربّکم فآمنّا ربّنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفّرعنّا سیئاتنا و توَفَّنا مع الأبرار. ربّنا و آتنا ما وعدتنا علی رُسُلک و لا تخزنا یوم القیامة إنّک لاتخلفُ المیعاد؛) همانا در آفرینش حیرت آور و شگفت انگیز آسمانها و زمین و در گردش شب و روز نشانه هایی است برای صاحبدلان و خردمندان. آنان که خدا را در همه حال و همه وقت به یاد دارند و او را فراموش نمی کنند چه نشسته و چه ایستاده و چه به پهلو خوابیده و درباره خلقت آسمانها و زمین در اندیشه فرو می روند، پروردگارا این دستگاه پر عظمت را عبث و بیهوده نیافریده ای، تو منزّهی از اینکه کاری به عبث بکنی، پس ما را از آتش جهنّم خود نگهداری کن. پروردگارا، هرکس را که تو داخل آتش ببری بی آبرویش کرده ای و ستمگران یارانی ندارند. پروردگارا، ما ندای منادی ایمان را شنیدیم که مي گفت به پروردگار خود ایمان بیاورید، ما ایمان آوردیم، پس ما را ببخشای و از گناهان ما در گذر و ما را در شمار نیکان نزد خود ببر.پروردگارا! آنچه بوسیله پیغمبران وعده داده ای نصیب ما کن، و ما را در روز قیامت بی آبرو مساز، البتّه تو هرگز وعده خلافی نمی کنی.» همین که این آیات را به آخر رساند، مجددّاً از سر گرفت و مکرر این آیات را در حالی که از خود بی خود شده بود و گویی هوش از سرش پریده بود تلاوت می کرد. حبّه و نوف هر دو در بستر خویش خوابیده بودند ولی از صدای ناله علی(ع) بیدار و این منظرۀ عجیب را نظاره می کردند، حبّه مانند بهت زدگان خیره خیره می نگریست، اما نوف نتوانست جلو اشک خود را بگیرد و مرتّب گریه می کرد، تا اینکه علی (ع) به نزدیک خوابگاه حبه رسید و گفت: «اراقدٌ انت یا حبُّةَ ام رامقٌ؛ ای حبّه تو خوابی یا بیدار ؟ » گفتم : بیدارم مولای من؛ اما از کار شما سخت متحیّر و سرگردام؛ می بینم که شما این چنین بی قرار هستی و نا آرام، پس حال ما (گنهکاران) چگونه خواهد بود؟! این سخن را که امام از من شنید، دیدم پلکهای چشم مبارکش روی هم افتاد و قطرات اشک از دیدگان شریفش بصورتش جاری شد و فرمود: «ای حبّه، مسلّم بدان که خدا را موقفی است برای رسیدگی به حساب اعمال بندگان؛ در آن موقف به تمام اعمال ما که چیزی از آن بر خدا مخفی نیست، رسیدگی خواهد شد. ای حبّه، خدا از رگ گردن به من و تو نزدیک تر است و چیزی بین ما و خدا حاجب و ساتر نمی باشد.» یعنی ای حبّه ، علی (ع) چگونه آسوده و آرام بخوابد در حالیکه می داند چشم بیدار خدا شاهد اعمال ریز و درشت او می باشد؟! حبّه می گوید: در این موقع، امام (ع) متوجّه «نوف» شد و فرمود: «اراقدٌ انتَ یا نوف؛ ای نوف آیا تو در خوابی؟» عرضه داشت: «لایا امیر المؤمنین ما اَنَا براقِدٍ و قد اَطَلتَ بُکائی فی هذه الّلیلة؛ نه ، یا امیرالمؤمنین بیدارم و بر حال خود گریانم؛ مرا امشب به گریۀ بسیار واداشتی» امام فرمود: «ای نوف، اگر از ترس خدا امشب گریه کنی فردا در پیشگاه او شاد و خرّم خواهی بود! ای نوف ، هیچ قطرۀ اشکی از چشم کسی از خوف خدا نمی ریزد مگر اینکه دریاهایی از آتش (قهر خدا) را خاموش می سازد!» و در آخر فرمود: «ای نوف هیچکس مقام و منزلتش بالاتر از کسی نیست که از خوف خدا بگريد و به خاطر خدا دوست بدارد، چیزی را بر دوستی خدا ترجیح نمی دهد، و آن کسی که هر چه را دشمن میدارد به خاطر خدا دشمن بدارد از این دشمنی جز نیکی به او نخواهد رسید، هر گاه به این درجه رسیدید حقایق ایمان را به کمال دریافته دید. آنگاه امام (ع) مقداری آنان را موعظه کرد و پند و اندرز شان داد و در آخرین جمله اش فرمود: «فکونوا من الله علی حذرٍ فقد انذرتکما؛ حال ، از خدا بترسید و از عذابش بر حذر باشید که من انذارتان کردم (و از عقبات سنگین پس از مرگ آگاهتان ساختم.)» سپس امام ، به راه افتاد و همچنان می رفت و می گفت: «کاش می دانستم (ای پروردگار من) که در اوقات غفلتم آیا تو از من روگردانی یا نظر لطف و عنایت درباره ام داری؟! و کاش می دانستم در آن ساعات (شب) که به خواب گران فرو رفته ام و موقعی که در برابر نعمتهای تو به شکر و سپاس اندک اکتفا نموده ام چه حالی (و چه موقعیتی در پیشگاه تو) دارم؟!» حبّه گوید: بخدا قسم: حال علی (ع) بهمین منوال بود تا سپیدۀ صبح دمید.
4 ـ خاتم بخشی به هنگام نماز: ابوذر غفاری گوید: روزی از روزها با رسول خدا(ص) در مسجد نماز می خواندیم که سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک نمود، ولی کسی چیزی به او نداد، لذا دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم ولی احدی جواب مساعد به من نداد. در این بین علی (ع) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد، سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبر اکرم (ص) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! من محمّد(ص) پیامبر و برگزیده تو هستم، سینۀ مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز، از خاندانم علی (ع) را وزیر من گردان تا بوسیله او پشتم قوی و محکم گردد. ابوذر گوید: هنوز دعای پیامبر پایان نیافته بود که جبرئیل فرود آمد و آیۀ ولایت را نازل کرد: «انّما و لیّکُمُ الله و رسوله و الّذین آمنوا الذین یقیمونَ الصلوةَ و یؤتونَ الزّکوة و هم راکعون؛ ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول و آن مؤمنانی هستند که نماز بپاداشته و به فقیران در حال رکوع زکات می دهند.» برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
5 ـ در آوردن تیر در موقع نماز: «در یکی از جنگها [صفین] تیری، به پای آن حضرت اصابت کرد و هر چه کردند نتوانستند آن را بیرون کشند. وقتی به پیامبر (ص) خبر دادند، فرمود: آنگاه که مشغول نماز شد تیر را از پای او در آورید؛ زیرا علی (ع) در هنگام نماز چنان محو تماشای جمال حق است که کاملاً از خود بی خود می شود. چنین کردند و تیر را از پای حضرت (ع) در آوردند و او متوجه نشد، و زمانی به خود آمد که از نماز فراغت یافته بود، و آنگاه درخود احساس درد کرد.»
6 ـ ردّ الشمس (باز گردانیدن خورشید برای علی(ع)): «سبط ابن جوزی در کتاب تذکرة الخواص گوید: ابراهیم بن حسن بن حسین، از فاطمه بنت حسین (ع) ، از اسماء جنت عمیس روایت کرده که گفت: «سر مبارک رسول خدا در دامان علی (ع) بود در حالی که وحی بر او نازل می شد و علی (ع) نتوانست نماز عصر را بخواند تا خورشید غروب کرد؛ پیامبر عرض کرد: خداوندا! ، او در طاعت تو و طاعت پیامبرت به سر می برد پس خورشید را بر او باز گردان . پس خداوند خورشید را بر او باز گرداند.»
7 ـ نماز آخر: «امام (ع) هر روز صبح پیش از اذان برای راز و نیاز با خدای بی نیاز و ادای فریضۀ صبح به جماعت، رو به معبود عشق می نهاد . چنانکه نقل کرده اند: نزدیک اذان صبح علی (ع) به مسجد جامع رسید مانند همیشه که خود اذان می گفت بالای مأذنه رفت و فریاد الله اکبر ایشان در فضا رنگ توحید گرفت . اذان را که تمام کرد با آن سپیده دم خدا حافظی نمود و فرمود: ای صبح! ای فجر! از روزی که علی(ع) چشم به دنیا گشوده است، آیا روزی بوده که تو دمیده باشی و چشم علی (ع) خواب باشد؟ عشق بود که در مسجد جامع کوفه بر تن نمازگزاران بال می کشید امام به سجده رفت. دست پلید عبدالرحمن بن ملجم مرادی از پیروان فرقۀ خوارج با شمشیر زهر آلود بر فرق مبارک حضرت فرود آمد و امام سرود و صل را بر زبان جاری نمود که [فزت و ربّ الکعبه] به خدای کعبه رستگار شدم. و این آخرین نماز جماعت علی (ع) بود.»
عبادت حضرت علی(ع) از نگاه ادبا
1- جرج جرداق: در نظر من ، فرزند ابوطالب نخستین مرد عرب بود که با روح کلی یا رو همنشین بود؛ علی شهید عظمت خود شد؛ او در حالی جان سپرد که نماز را در میان دو لب داشت، او با دلی سرشار از عشق خدا درگذشت. ایمـان و امــان و مذهبش بود نـــماز در وقـت عروج، مرکبش بود نـــماز هنــگام که هنـــگامۀ آن کار رسیـد چون بوســه میان دو لبش بود نـــماز
2- عامر شعبی: امیر مؤمنان (ع) بدون مقدمه 9 جمله فرموده است که چشم بلاغت را در آورده و حکمتهای جوهرنشان را بر یتیمی نشانده و دیگران را از آوردن مانند یکی از آنها عاجز ساخته است؛ سه جمله در مناجات ، سه جمله در حکمت و سه جمله در آداب . سه جمله مناجات: «الهی کفی بی عزّاً ان اکونَ لَکَ عبداً، و کفی بی فخراً ان تکون لی ربّاً، انتَ کما اُحبُّ فاجعلنی کما تُحِبّ؛ خدایا همین عزّت مرا بس که بندۀ توام، و همین افتخار مرا بس که تو پروردگار منی، تو چنانی که دوستت دارم، پس مرا چنان دار که دوستم بداری.»
3- شیخ عبدالرضا مقری کاظمی: کنت نوراً و لیس کونٌ و لا آدمٌ بَــل لَیــس کان طینٌ وَ مـاءُ انتَ لو لم تَکن لما عبدالله و لا للأنـــام کــــان اهــــتداءُ «تو نوری بودی آنگاه که آفرینشی نبود و آدم نبود بلکه آب و گلی هم نبود. اگر تو نبودی هرگز خدا پرستش نمی شد و هرگز مردم هدایت نمی یافتند.»
4- از قول شاعری عرب: الزّاهدُ العابدُ فی محرابه السّاجــدُ الرّاکعُ فــی جنحِ الظلم صامَ هجیراً و عل سائله جـــادَ بِاِفــطار الصــّیام ثـمَّ تـَمَّ «زاهد و عابدی که در محرابش؛ سجده می آورد و رکوع می کرد در مقداری از شب؛ در شدت گرما روزه می داشت ولی به سائل ؛ افطارش را می بخشید بعد روزه را می گرفت»
5- قدامۀ سعدی: در مورد بازگشت خورشید ردَّ الوصیُّ لنا الشَّمس الّتی غرُبت؛ وصی پیامبر خروشید را پس از آنکه غروب کرد برای ما باز گرداند. حتّی قضینا صلاة العصر فی مُهَلِ؛ تا نماز عصر را در وقت کافی خواندیم. لاانسهُ حین یدعوها فتتبَعُهُ ؛ فراموش نمی کنم که علی آن را فرا می خواند و آن طوعاً بتلبیةٍ ها ها علی عجَل؛ تلبیه گویان به رغبت و سرعت پیرو فرمان او شد. فَتلک آیتُهُ فینا وحُجّتُهُ؛ این آیت و حجّت او در میان ما بود، فهل لهُ فی جمیع النّاس من مثَل؛ و آیا در میان همۀ مردم مانند اویی یافت می شود؟
6- اَروی بنت حارث بن عبدالمطلّب: وی در سنّ پیری و کهنسالی در ضمن گفتگو با معاویه به وی گفت: آیا از علی (ع) نام می بری؟ خداوند دهانت را بشکند و دارائیت را نابود سازد! آنگاه صدا به گریه بلند کرد و اشعاری چند سرود از جمله: اَلا یا عینُ ویحَـــــــکِ اسعدینا اَلا و ابــکی امـــیرَالــــمؤمنینا و لا ولله لا انسی علیاً و حـــــسن صلاته فی الرّاکعینا «هان ای دیده! ما را در گریه یاری ده و بر امیرمؤمنان اشک بریز...؛ نه به خدا سوگند هیچگاه علی و نماز نیکوی او را در میان نمازگزاران فراموش نمی کنم.»
7- ابن بشارۀ عزوی: وی در ضمن اشعار طولانیش می آورد: مَهبِط وحیٍ لم یُنل فضلُهُ و کُنهُهُ فی الوهم لایحدسُ یُقطِّعُ اللّیل بتقدیسه یزهو بهِ المحرابُ والمجلسُ او محل نزول وحی است که کسی به پایۀ فضل او نمی رسد و با نیروی و هم حقیقت او را حدس نتوان زد؛ شب را با تقدیس و تسبیح خدا سپری می کرد و محراب و مجلس به وجود او سرافرازی می نمود.
8- علامه سید رضا هندی: وی در ضمن قصیدۀ کوثریه خود می گوید: مَن غیرُکَ من یُدعی للحَر بِ و للمحراب و للمنبر جز تو کیست که بتوان او را برای جنگ و محراب و منبر فرا خواند.
9- صاحب بن عبّاد اعلی حُبِ علیٍّ لا مَنِی القومُ سفاها اوَّلُ النّاس صلاةً جَعَلَ التقوی حلاها رُدَّتِ الشمس علیه بعد ما غابَ سناها آیا بر دوستی علی (ع) این قوم بی خرد مرا سرزنش می کنند؟ با آنکه او نخستین کسی بود که نماز گزارد و به زینت تقوا آراسته بود و خورشید بر او باز گردانیده شد پس از آنکه نورش غروب کرده بود.
وظایف رهروان راه علی(ع)
دو وظیفه عمده: 1) شناختن مولا: می توان در سه حوزه وجود مقدس حضرت امام علی(ع) را مدقّ نظر قرار داد: الف) مقام ثبوتی: در این مقام، علی(ع) جلوۀ جلال و جمال خداست، معجزات و کرامات حضرت در این حوزه تعریف می شود . سرچشمۀ عصمت همین جاست. در این حوزه: نگاه به علی بن ابی طالب عبادت است، و یاد او عبادت است، یاد فضائل او عبادتست. شب ولاتش ده رکعت یا شش رکعت یا دو رکعت نماز با نام نماز علی می توان ادا نمود. نماز روز غدیر و شب آن و نماز زیارت مقوله هایي است که حاکی از علوّ مقام ثبوتی آن حضرت در نزد خداوند دارد. با مطالعۀ عمیق در این مقام درمی یابیم که مقام ثبوتی حضرت قابل تبعیت نیست بلکه بایستی اوّل قابلیت داشت آنوقت خداوند توانائی های خارق العاده ای را در اختیار او می نهد همانگونه که اطاعت از امام علی (ع) بر همۀ عوالم لازم است یعنی خداوند اختیار تمام جهان را [غیر استقلالی] در دستهای ائمه نهاده است. ب) مقام اثباتی: در اين حوزه، علی(ع) مملوک و خدا مولی است، علی عبد و خدا معبود است اما همراه با یک ویژگی خاص و آن اینکه او امام و راهنما و مقتدای بشریت است. مقام تنزل یافته از مقام ثبوتی است. در این حوزه: فعل و قول و تقریرات حضرت بر ما حجت و لازم الاتباع است از فعل حضرت می توان به عبادتها و نحوۀ انجام آن و سیره آن حضرت در جنگها و کشور داری یاد کرد. از قول حضرت می توان به نهج البلاغه و غرر الحکم و ... یاد نمود و نسبت به تقریرات و امضاهای حضرت می توان تاریخ را بررسی کرد. ج) مقام وجودی: در این مقام علی (ع) بما هو انسان و بما هو مصنوع و بما هو ممکن مورد لحاظ می باشد. غرض هر صانعی این است که مصنوعش غرضش را تداعی کند. خداوند ما را به چه غایت و هدفی خلق کرده است که اگر آن هدف و غایت برآورده نشد از ما ناراضی می شود. خالق و صانع ما هدف از خلق ما را صریح و بی پرده بیان می دارد و در قرآن کریم می فرماید: «و ما خَلَقت الجنَّ و الأنس الّا لیعبدون؛ خلق نکردم جن و انس را مگر فقط برای اینکه عبادت کنند» و خدا از بندگان سرکش و رویگردان از عبادت هیچگاه راضی نیست. «إن تکفروا فإنَّ الله غنیٌّ عنکم و لا یرضی لعباده الکفر؛ اگر کفران کنید، خداوند از شما بی نیاز است و هرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد» وامام علی (ع) خواهان ادای غرض مولا و معبودش است. اگر عبادتهای حضرت را با مقام ثبوتیش بسنجیم می گوئیم عبادتهای عاشقانۀ حضرت برای تقویت عصمت و بُعد ملکوتیش است. اگر عبادتهای حضرت را با مقام اثباتیش بسنجیم می گوئیم عبادتهای منظم و طولانی آن حضرت جنبه راهبردی و کاربردی دارد و آن حضرت تا حدودی در مقام بیان بهترین شیوۀ عبادتی است. تا هر کس که بخواهد گام در این وادی نهد یک نسخه از بهترین ادعیه و مناجات و حالات در پیش رو داشته باشد. اگر عبادتهای حضرت را با مقام وجودیش بسنجیم می گوئیم عبادتهای طاقت فرسای آن حضرت فقط برای این است که غرض خالق را برآورده کند و مفهوم آن این است که هر کسی چه معصوم و چه غیر معصوم موظف است خدا را به بهترین وجه و از روی اخلاص عبادت کنند . حتی اگر ثواب و عقاب و اجر و پاداشی در میان نباشد. روایت شده هنگامی که حضرت زین العابدین(ع) بر عبدالملک وارد شد، عبدالملک دید بدن امام (ع) از کثرت عبادت ضعیف شده مانند مشک خشکیده ، چشمها به گودی فرو رفته و پیشانی در اثر سجده پینه بسته است. سخت متأثر شد و گفت: آقا چرا زیاد خود را در رنج عبادت انداخته ای در حالی که جای شما در بهشت است و شفاعت جدّت رسول خدا (ص) برای شما است. امام فرمود: «والله لوتقَطَّعت اعضائی و سَأَلَت مقلتای علی صدری لن اقوم لله جلَّ جلاله شکرَ عشرالعشیر من نعمةٍ واحدةٍ من نعمهِ الّتی لایحصیها العادُّون ؛ به خدا سوگند اگر در اثر کثرت عبادت و سجده اعضایم قطعه قطعه شود و دو چشمم از جایش کنده شود هنوز حق نماز را بر پا نداشته ام و از عهده بر نیامده ام شکرده یک از ده نعمتی از تمام نعمتهای بیرون از«حد» و شمار خداوند را بجا آورم. 2) علی گونه شدن گرچه نمی توان علی(ع) شد اما می توان علی (ع) گونه شد، می توان از راه تاریخ در خانۀ اهل البیت(ع) را زد و سراغ علی (ع) را گرفت. او یا به مسجد رفته است، یا از یتیمی دلجویی می کند، یا باغ را آب می دهد، یا با نان جوینش روزه را می گشاید یا ... فقط کافیست بگویی السلامُ علیک یا امیرالمؤمنین انا اریدُ ان الکونَ مِثلُك؛ سلام بر تو ای پیشوای پرهیزکاران می خواهم چون تو شوم خواهی شنید: «الا و اِنّ أمامکم قد اکتفی من دنیاهُ بمطریهِ وَ من طُعمهِ بقرصیه؛ ألا أنّکم لاتقدرون علی ذلک؛ آگاه باشید که امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است، آگاه باشید! شما توانائی آن را ندارید که چنین باشید.» حال که نمی توان علی (ع) گردید حتّی در خوردن و پوشیدن پس بایستی از او بپرسی که راه حال چیست؟ امام می فرماید: «ولکن أعینونی بِوَرَعٍ و اجتهادٍ و عفَّةٍ و سدادٍ؛ اما مرا با ورع و تلاش، عفّت و پاکی، و پیمودن راه صحیح یاری دهید.» در مورد شیوه های علی گونه شدن مواردی را فهرست وار متذکر می شویم. 1- پالایش روح از صفات رذیله مثل: ظلم، بغی، خیانت، تبذیر ، اتراف ، اسراف، حسد، تکبر و استکبار، بخل، کذب و دروغ، ایذاء، بهتان، نفاق ، خدعه، غیبت، غرور، سخریه، حرص ، ریاء، جدال و نزاع به باطل، جزع و بی تابی، عیبجوئی و... . 2- پالایش اعمال از افعال رذیله مثل:لغو، لهو، لعب، غفلت، فساد و افساد، متابعت از هوای نفس، سوءظن، اختلاف و تفرقه، تفاخر، فحشاء، تعدی و ... . 3- آرایش روح با صفات حمیده مثل: عمل صالح، انفاق، کظم غیض، عفو و احسان به مردم، تقوی ، یاری دین خدا، احساس مسؤولیت، امانت داری، پیروی از حق، اصلاح بين مردم، توکل، صبر و خویشتن داری، تواضع، ایمان، تسلیم، وفای به عهد ، احسان به والدین، صلۀ رحم و ... . 4- آرایش زندگی با مشکلات ، مثل: هجرت، جهاد، زحمت در راه استفاده از مواهب طبیعت، ازدواج و تشیکل خانواده و ... . 5- تغذیه فکری، مثل: تفکر پیرامون خود و خدا و هستی، حکمت و علم آموزی ، و... . 6- مطالعه و تفکر پیرامون عبادتهای امام علی (ع) و سعی در تبعیت. 3- عشق ورزي به مولا و اهل بيت(ع): امام صادق (ع) فرمودند: بالاتر از هر عبادتی عبادتی هست، و دوستی ما خاندان برترین عبادت است. و باز فرمودند: دوستی علی (ع) عبادت و برترین عبادت است. ابوذر از رسول خدا روايت مي كند كه حضرت فرمود: دوستی علی (ع) عبادت است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: دوستی علی ابن ابی طالب گناهان را می خورد چنانکه آتش هیزم را. و باز فرمودند: سرلوحۀ نامۀ عمل مؤمن دوستی علی بن ابی طالب است. با توجه به روایات فوق و دیگر روایات در می یابیم که : الف) ولایت اهل بیت و اظهار دوستی نسبت به خاندان رسالت خود «یک عمل عبادی مستقل» است . یعنی دوستی آنان در این بیانات موضوع عبادت واقع شده و همانند نماز دارای مراتبی است که اعلی مرتبۀ آن دوستی منتج از شناخت و معرفت حقیقی به اهل بیت است به اضافۀ پیروی از گفتار و کردار آنان. ب) اگر در دستمان تنها حدیث «محبّت علی (ع) عبادت است» را مي داشتيم می توانستیم با الغاء خصوصیت از نام امام علی (ع) ، عبادی بودن محبت دیگر ائمۀ طاهرین و اهل بیت (ع) را بدست آوریم. و اگر تنها روایت امام صادق (ع) که حبّ مطلق اهل بیت را بیان کرده بودند می بود می گفتیم قدر متقین محّبت به اهل بیت محبّت به امام علی (ع) می باشد . ج) ویژگی های عبادی بودن را نیز در ضمن دارد. به عنوان مثال درباره نماز داریم که : «انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛» «انّ الحسنات یذهبن السّیئات؛» از قول پیامبر نیز آمده است که در روز قیامت اولین پرسش از نماز است. در مورد دوستی امام علی (ع) نیز داریم که دوستی علی بن ابیطالب گناهان را می خورد چنانکه آتش هیزم را؛ سرلوحۀ عمل مؤمن دوستی علی بن ابیطالب (ع) است. سرّ اینکه حبّ علی بن ابیطالب و دیگر ائمۀ معصومین (ع) برترین عبادتست اینست که اولاً: این محبّت نشان دهندۀ شناخت و معرفت انسان نسبت به آنها است به اینکه برترین جایگاه را در نزد خداوند دارند، واسطه فیض میان خالق و خلق هستند، دارای اوصاف حمیده و عاری از اوصاف رذیله می باشند با این اوصاف خداوند نیز آنها را دوست دارد پس حبّ محبوب خدا حبّ خداست. ثانیاً: حبّ علی بن ابیطالب انسان را به یاد خدا – روح عبادت- می اندازد چرا که کلمات آن حضرت مملوّ معارف توحیدیه است و افعال آن حضرت تمام در جهت رضای خداوندی باشد و افتخارات آن حضرت – لیلة المبیت، بیعت رضوان ، ضربت آن حضرت در جنگ خندق که فراتر از عبادت ثقلین بود و ... – تمام از صافي رضی الله عنه می گذرد و ثبت می گردد. و ثالثاً: هدف از عبادت عمدۀ انسانها این است که از راه مستقیم منحرف نشوند تا دچار عذاب نگردند و اهل بیت (ع) مثل چراغ راهنما انسانهای راه گم کرده را به صراط مستقیم هدایت می کند و در صورت لزوم چون کشتی نجات می آیند و غریق را از دل دریای ضلالت و گمراهی و مرداب هوی و هوس بیرون می کشند. نمونۀ اوّل مثل سخنان، افعال و تقریراتشان در باب ارائه طریق و دومی که ایصال به مطلوب است مثل ایام عاشورا که ذکر و یاد ابا عبدالله و فراخوان آن حضرت با ندای هَل مَن ناصِر یَنصُرُنی همه را متوجه تکایا و حسینیه ها و عزاداری و نذورات می کند و می بینیم که چگونه خلق مشتاق در امور خیریه بر هم سبقت می گیرند و این خود نوعی نجات غریق است لذا پیامبر اکرم در حق امام حسین (ع) می فرماید: «انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة؛ همانا حسن چراغ هدايت و كشتي نجات (بشريت) است.» رابعاً: نصّ صریح قرآن در اجر و پاداش رسالت مودت اهلبیت است که پیامبر فرمودند من از شما اجری جز محبّت خاندانم نمی طلبم» و می فرمودند: «سوگند به آنکه جانم در دست اوست ، اگر مردی در میان رکن و مقام با زبان روزه پیوسته به نماز ایستد و رکوع و سجود گذارد آنگاه خدا را بدون دوستی خاندان من دیدار کند آن عبادتها سودی به حالش نخواهند داشت. » «ای علی (ع)، به خدا سوگند، اگر مردی چندان به نماز و روزه پردازد تا مانند مشک خشکیده شود نماز و روزۀ او جز با دوستی شما به حال او سودمند نیست، هر که با دوستی شما به خدا توسل جوید بر خداست که او را از درگاه خود نراند. ای علی (ع)، هرکه شما را دوست بدارد و به دامان شما چنگ زند همانا به دستاویز محکمی چنگ زده است.» امام علی (ع) می فرماید: «به خدا سوگند، یک مرد باورمند به ولایت ما خاندان بهتر است از عابد هزار ساله و اگر بنده ای خدا را هزار سال پرستیده باشد و با عمل هفتاد پیامبر به صفحۀ محشر وارد شود خداوند از او نمی پذیرد مگر اینکه ولایت ما خاندان را بشناسد و گر نه خداوند او را بر بینی به دوزخ افکند . درود خدا بر او روزی که دیده به جهان گشود و روزی که دیده از جهان فرو بست و روزی که زنده بر انگیخته خواهد شد.
پی نوشت ها:
بحارالانوار، ج41، ص 12. همان،ص 11. برگرفته از:ناظم زاده قمی، سید اصغر ، علی آئینه عرفان، صص 384-345. آل عمران، 190-194. برگرفته از دو کتاب« شب مردان خدا» ص 59-56 و «علی آئینۀ عرفان» ص 345-342. مائده ، 55. رجالی تهرانی، علیرضا، «نماز در نهج البلاغه». چاپ اول،ۀ دیماه 1375. دارالصادقین، ص 14ف به نقل از: تفسیر مجمع البیان، ج2، ص 324. شعر از محمد حسین شهریار. نماز در نهج البلاغه، ص 13، به نقل از: منتهی الآمال، ج1، ص110، همراه با اندکی تغییر در الفاظ. امام علی بن ابی طالب، ص 189. یغمایی، ابوالفضل. امام علی (ع) در قرآن از دیدگاه اهل سنت؛ چاپ اوّل، تابستان 1378. انتشارات احسن الحدیث، صص 23-22. امام علی بن ابی طالب (ع)، ص 136، به نقل از: صوت العدالة الانسانیه، ج5، ص 1222. سه جلمه حکمت: قیمة کلّ امرء مایحسنه. ماهَلَکَ امرءٌعرف فدره.المرء مخبوٌّ تحت لسنانه. سه جمله در آداب: اُمن علی من شئت تکن امیره، واستغن شئت تکن نظیره. احتج الی من شئت تکن اسیره. امام علی بن ابیطالب(ع)،ص 142-141. به نقل از: نبراس السیاسه و منهل الشریعه،ص 17. همان، ص 462-463. به نقل از: الغدیر، ج4، ص 127. علی (ع) آئینۀ عرفان، ص 341، به نقل از: مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 123. امام علی بن ابیطالب، ص 185. همان،ص 879-880. به نقل از: اعلام النساء ج1، ص 30. همان، ص 485 و 486. امام علی بن ابیطالب(ع)، صص 424 و 426. همان،ص 192-193. امام علی بن ابطالب(ع)، ص 375، به نقل از : من لا یحضره الفقیه، حدیث 2146 و 2145. نماز و عبادت امام علی (ع)، ص 13. ر.ک به نماز و عبادت امام علی (ع)، صص 63 الی 68. ر.ک به : امام علی بن ابیطالب: ص 181 به بعد. ذاریات، 56. زمر، 7. میر خلف زاده، قصص الصلوة یا داستانهایی از نماز، داستان 79، ص 144 به نقل از: قیامت در قرآن، ص 53 و سفینة البحار، ج1، ص 712. علی آئینۀ عرفان، صص 323 و 324. تبذیر: ضایع کردن مال. اتراف: سرکشی و طغیان بخاطر ثروت و نعمت زیادة. بحار الانوار، ج 27، ص 91. تاریخ بغداد، ج 12، ص 351. احتقاق الحق، ج 17، ص 234. تاریخ بغداد، ج 4، ص 195. ینابیع الموده، ص 125. بحار الانوار، ج 47، ص 105. امام علی بن ابی طالب (ع)، ص 113، به نقل از: الاربعون حدیثاً، شیخ منتجب الدین،حدیث 9. امام علی (ع) ، ص 111، به نقل از : مستدرک الوسائل، ج 1، ص 23.
.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.

