فرهنگي

ماهنامه هادی

سلام آثار فردي واجتماعي آن / سيد غلامرضا مير احمدي

قــسمت پـایـانـی

بخش اول:

آیاتی که سلام را از قول خدای متعال در دنیا حکایت می کند

آيه اول:سلام علي نوح في العالمين: سلام بر نوح در ميان جهانيان باد.

براي اينکه بتوانيم به مفهوم واقعي آيه نزديک شويم لازم است نظري به آيات قبل و بعدش نيز بياندازيم: و نوح ما را خواند (و ما دعاي او را اجابت کرديم)؛ و چه خوب اجابت کننده اي هستيم./ و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهايي بخشيديم (مراد از اندوه بزرگ غرق شدن و يا آزار قومش به آن حضرت است) / و فرزندانش را همان بازماندگان روي زمين قرار داديم./ و نام نيک او را در ميان امت هاي بعد باقي نهاديم./ سلام بر نوح در ميان جهانيان باد! / ما اين گونه نيکوکاران را پاداش مي دهيم. / چرا که او از بندگان با ايمان ما بود. چنانکه در نمونه هاي بعد خواهد آمد برخي از آيات قبل و بعد از آيه سلام عينا و يا مضمونا تکرار شده است. و اين چيزي است که بايد روي آن دقت و تامل شود. در اين آيه «سلام علي نوح في العالمين» مراد از «عالمين» همه عالم است. بر اينکه کلمه «عالمين» در آيه با الف و لام آمده و از نظر ادبيات کلمه جمع اگر با الف و لام بيايد عموميت را افاده مي کند و ظاهرا مراد از «عالمين» همه عوالم بشري و امت ها و جماعت هاي بشري تا روز قيامت باشد. و اين سلامي که خداي تعالي به نوح داده تا روز قيامت، خود تهنيتي است مبارک و طيب که خداي تعالي از ناحيه تمامي امت هاي بشري که در اثر مجاهدت و دعوت نوح از اعتقادات صحيح و اعمال صالح برخوردار شده اند، به نوح داده است.» مرحوم علامه طباطبايي علت اختصاص حضرت نوح (ع) را به اين سلام، با اين ويژگي و گستردگي، مسائل زير بر مي شمارد: 1- او اولين کسي است که در ميان بشر دعوت به توحيد نموده و به مبارزه عليه شرک پرداخته است. 2- در مدت بسيار طولاني (قريب هزار سال) اين دعوت را ادامه داده و شديد ترين رنج ها و محنت ها را نيز در اين راه تحمل کرده است. 3- به تنهايي به اين کار اقدام کرده و کسي او را کمک نکرده است. سپس مي نويسد: «پس آن جناب به تنهايي در هر خير و صلاحي که در بشريت تا روز قيامت رخ بدهد سهيم و شريک است. و در کلام خداي تعالي چنين سلامي به احدي داده نشده که اين قدر وسيع باشد.»

آيه دوم:سلام علي ابراهيم: سلام بر ابراهيم.

با فاصله يک آيه از آيات فوق آيات زير مي آيد: و از پيروان او ابراهيم بود./ (به خاطر بياور) هنگامي را که با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد./ هنگامي که به پدر و قومش گفت: «اين ها چيست که مي پرستيد؟» آيات بعد حکايت تمارض حضرت ابراهيم علي نبينا و آله و عليه السلام است که از رفتن به جشن همراه ديگران سر باز مي زند و به بتخانه رفته بت ها را مي شکند و بت بزرگ را نمي شکند و تبر را به دوش آن مي اندازد و ... تا مي رسد به اين آيات: (بت پرستان) گفتند: بناي مرتفعي براي او بسازيد و او را در جهنمي از آتش بيفکنيد!»/ آن ها طرحي براي نابودي ابراهيم ريخته بودند، ولي ما آن را پست و مغلوب ساختيم. سپس دعاي حضرت ابراهيم (ع) و استجابت از جانب خداي متعال مطرح مي گردد که خداوند به آن حضرت ، به تعبير قرآن کريم «غلام حليم» يعني حضرت اسماعيل را عطا مي فرمايد و از سوي ديگر حضرت ابراهيم (ع) از امتحان ذبح اسماعيل سرفراز بيرون مي آيد و بعد مي فرمايد: و نام نيک او را در ميان امت هاي بعد باقي نهاديم./ سلام بر ابراهيم./ اين گونه نيکوکاران را پاداش مي دهيم. / [چرا که] او از بندگان با ايمان ماست. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل آيه «سلام علي ابراهيم» مي نويسد اين جمله تحيتي است از خداي تعالي به ابراهيم (ع) و اگر «سلام» را بدون الف و لام و نکره آورده، براي اين است که بفهماند سلامي بر ابراهيم (ع) باد که بيان نتواند عظمت آن را در خود بگنجاند.»

آيه سوم: سلام علي موسي و هارون: سلام بر موسي و هارون.

در همين سوره و در فاصله دو آيه از آيات فوق داستان حضرت موسي (ع) را مي خوانيم: ما به موسي و هارون نعمت بخشيديم./ و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات داديم (مراد از اندوه بزرگ در اينجا تسلط فرعون و يا غرق شدن است). / و آن ها را ياري کرديم تا بر دشمنان خود پيروز شدند./ ما به آن دو، کتاب روشنگر داديم./ و آن دو را به راه راست هدايت نموديم./ و نام نيک شان را در اقوام بعد باقي گذارديم./ سلام بر موسي و هارون!/ ما اين گونه نيکوکاران را پاداش مي دهيم./ آن دو از بندگان مؤمن ما بودند. مراد از سلام بر موسي و هارون که در آيه فوق آمده است اين است که از جانب خداي متعال براي آن دو بزرگوار، در دنيا و آخرت، امن و امان خواهد بود. و به همين معنا است آيه «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» آيا پاداش نيکي جز نيکي خواهد بود؟

آيه چهارم: سلام علي إلياسين : سلام بر إلياسين.

بلافاصله قصه حضرت الياس (ع) مي آيد و با اين آيات آغاز مي گردد: و الياس از رسولان ما بود./ (به خاطر بياور) هنگامي را که به قومش گفت: «آيا تقوي پيشه نمي کنيد؟»/ آيا بت «بعل» را مي خوانيد و بهترين آفريدگار را رها مي سازيد؟/ خدايی که پروردگار شما و پروردگار نياکان شما است!/ اما آن ها او را تکذيب کردند؛ ولي بيقين همگي (در دادگاه عدل الهي) احضار مي شوند./ مگر بندگان مخلص خدا./ ما نام نيک او را در ميان امت هاي بعد باقي گذارديم./ سلام بر الياسين!/ ما اين گونه نيکوکاران را پاداش مي دهيم./ او از بندگان مؤمن ما است. در تفسير آيه «سلام علي إلياسين» دو نظريه وجود دارد: 1- محمد جواد مغنيه مي نويسد: «الياس يکي از انبياي بني اسرائيل بوده و نسبش منتهي به هارون مي شود. و در برخي از تفاسير آمده است که الياس همان پيغمبري است که به نام ادريس در آيات 56 سوره مريم و 85 سوره انبيا از او ياد شده است. در قاموس کتاب مقدس آمده است که «اليا» اسم عبري است و به زبان يوناني «الياس» مي شود و احتمالا همين اسم وارد زبان عرب شده و در آن استعمال شده است.» 2- مرحوم علامه طباطبايي نظر ديگري دارند. نظر ايشان مبتني بر قرائت ديگري از آيه است؛ قرائت نافع، ابن عامر، يعقوب و زيد که آيه را اين طور قرائت کرده اند: «سلام علي آل ياسين». ايشان مي نويسند: «و در کتاب معاني به سند خود از کادح، از امام صادق (ع)، از پدرش، از پدران بزرگوارش، از علي (ع) روايت کرده که درباره آيه «سلام علي آل ياسين» فرمود: «ياسين رسول خدا (ص) است و آل ياسين ما هستيم. » برخي از مفسرين نظرشان بر اين است که مراد از سلام در اين آيه اين است که پيامبران سلامت و ايمن هستند از اينکه دشمنان شان بر آنها پيروز گردند.» مؤلف: و از کتاب عيون از مام رضا (ع) نظير اين حديث روايت شده.» خداوند پيغمبران ديگري نيز دارد و تنها در همين سوره (صافات) گوشه هايي از حالات هفت پيامبر بزرگ را حکايت کرده است. اما فقط به چهار نفر از آن ها سلام داده شده است.

آیۀ پنجم: و سلام علی المرسلین: وسلام بر رسولان!

علامه طباطبايي درباره اين آيه مي نويسد: «اين جمله «و سلام علي المرسلين» سلام بر همه رسولان خدا است، و مصونيت آنان را از هر [نوع] عذاب و ناملائمي از ناحيه خدا اعلام مي دارد.» به استثناي دو آيه ديگر که شرح و تفسير آن ها خواهد آمد، در آيات ديگر قرآن کريم به پيامبران ديگر سلام داده نشده است. در چهار آيه اي که ترجمه و توضيح اجمالي آن ها گذشت نيز، آيات به شکل خاصي در کنار هم چيده شده اند و دو آيه، عينا و بدون کم و زياد پس از آيات سلام قرار گرفته اند: «انا کذلک نجزي المحسنين» و «انه» يا «انهما» (در موسي و هارون) «من عبادنا المومنين». ظاهرا تکرار اين آيات مشعر اين مطلب است که سلام هاي خداوند که به معناي عنايت خاص حضرت حق نسبت به پيامبران مذکور است به دليل ايمان آنهاست. شايد بتوان استنباط کرد که اين پيامبران به درجه خاصي از ايمان و ارتباط با خدا رسيده بودند. به همين دليل خداي متعال در قرآن کريم به آنها سلام کرده است و بشارت داده که از هر نوع عذاب و ناملائمی در امان هستند. نظر ديگري نيز در مورد آيه مطرح شده است و آن اينکه «و سلام علي المرسلين» جمله خبريه است و معناي انشايي (امري) دارد؛ معنايش اين است که بر پيغمبران سلام کنيد، بر همه آن ها، اين گونه نباشد که بر بعضي از آنها درود بفرستيد و بر بعضي ديگر درود نفرستيد. در يک جاي ديگر از قرآن کريم نيز خداوند به صورت عام بر بندگان برگزيده اش که پيامبران مصداق اکمل آنها هستند سلام مي فرستد. آنجا که مي فرمايد: «قل الحمد للّه و سلام علی عباده الذین اصطفی» (بگو حمد مخصوص خداست؛ و سلام بر بندگان برگزيده اش!).

آيه ششم: و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يم يبعث حيا :

سلام بر او [يحيي] آن روز که تولد يافت و آن روز که مي ميرد، و آن روز که زنده بر انگيخته مي شود. مطابق اين آيه مبارکه خداوند در سه مقطع از زندگي حضرت يحيي (ع) به آن حضرت سلام و درود فرستاده است. مفسران سلام را در اين آيه دو نوع تفسير کرده اند: «و مراد به سلام نزول رحمت و تحيت او سبحانه است بر او در دنيا و آخرت و گويند مراد سلامتي و ايمني يحيي است از غمز و اغواي شيطان وقتي که متولد شد و از غذاب قبر وقتي که وفات کرد و از هول رستخيز در قيامت.» مرحوم علامه طباطبايي با ظرافت و دقت بيشتري به تفسير اين کلمه از آيه پرداخته است ايشان مي نويسد: «کلمه سلام (در معنا) نزديک با کلمه امن است و آنچه از موارد استعمال آن به دست مي آيد اين است که فرق ميان آن دو اين است که «امن» عبارت است از خالي بودن مکان از هر چه مايه کراهت و ترس آدمي است، ولي سلام عبارت است از اين که محل طوري باشد که هر چه آدمي در آن مي بيند ملائم طبعش باشد، ... و اگر کلمه سلام را نکــره آورد براي اين بود که تعظيم را بفهماند، يعني در اين روز سلامي عظيم و فخيم بر او باد! و در اين ايام که هر کدامش ابتداي يکي از عوالم است، و آدمي در آن زندگي مي کند از هر مکروهي قرين سلامت باشد.» جهت فهم بهتر اين آيه، ابتدا بايد ديد اين سه مقطع از زندگي اين پيامبر خدا چه ويژگي داشته که خداوند بر ايام آغازين آن سه مقطع سلام و درود فرستاده و يا اطمينان خاطر داده که در اين سه روز که به تعبير مفسرين خوف انگيز ترين و هول آور ترين روزهاي زندگي يک انسان است، رحمت ويژه خود را شامل حالش خواهد فرمود؟

ولادت

داستان ولادت حضرت يحيي (ع) در سه جاي قرآن کريم آمده است. اما چون خارق العاده و به صورت معجزه اتفاق افتاده است، ابتدا دعاي حضرت زکريا پدر يحيي (ع) مطرح شده، سپس استجابت حضرت حق و تولد او. ولادت حضرت يحيي (ع) از دو جهت خارق العاده بود: اول اينکه همسر حضرت زکريا (ع) زني عقيم و نازا بود. دوم اينکه آن دو پير و فرتوت شده بودند. حضرت زکريا (ع) 120 سال و همسرش 98 سال سن داشت.

اجمالي از زندگاني حضرت يحيي (ع)

حضرت يحيي (ع) سه سال پيش از حضرت مسيح به دنيا آمد و در کودکي به نبوت رسيد. او در کودکي با کودکان بازي نمي کرد. نقل است که روزي کودکان به او گفتند: «بيا برويم بازي کنيم. او در پاسخ گفت: ما براي بازي آفريده نشده ايم!» در کتب تفسيري ويژگيهاي بسياري براي آن حضرت بر شمرده اند که به برخي از آنها اشاره مي کنيم: 1- ساده زيستي او زندگي بسيار ساده داشت خوراکش از علف هاي بيابان، برگ درختان و يا نان جو بود، جامه اي پشمين مي پوشيد و در زندگي هيچ درهم و دينار و خانه و مسکني نداشت. روزها به تبليغ و ارشاد مردم مشغول بود و شب هر جا که مي رسيد همانجا خانه اش بود. 2- دعا و ارتباط با خدا «او تمام عمر را به زهد و انقطاع گذرانيد و هرگز با زنان نياميخت و هيچ يک از لذائذ دنيا او را از خدا به خود مشغول نساخت.» امام هفتم (ع) مي فرمايد: يحيي (ع) پيوسته [از خوف خدا] مي گريست و خنده نمي کرد. و از امام صادق (ع) نقل شده که يحيي (ع) آنقدر گريست که گوشت گونه هايش آب شد. 3- سبقت در کارهاي خير خداي متعال مطابق اين آيه کريمه: «إنّهم کانوا یسارعون فی الخیرات و یدعو نثار غبار و رهبا و کانوا لنا خاشعین » (گواهي مي دهد که خاندان حضرت زکريا (ع) داراي مقام خوف و رجا بوده و در کارهاي خير بر ديگران پيش قدم بودند و در برابر خداي متعال با خضوع و خشوع به عبادت مي ايستادند.) يکي از دستورات خداوند «فاسبقوا الخيرات» است، و اين روش که خاندان اين پيغمبر بزرگوار پيشه کرده بودند نشان مي دهد که دستورات الهي را محکم و جدي مي گرفته اند. 4- تصديق پيامبر خدا و تبليغ دين خدا. مرحوم علامه طباطبايي مي نويسد: «يحيي (ع) معاصر عيسي بن مريم (ع) بود نبوت او را تصديق کرد و او در ميان قوم خود سيد و شريف بود به طوري که دلها همه به او توجه مي نمود و به سويش ميل مي کرد، مردم پيرامونش جمع مي شدند، و او ايشان را موعظه می کرد و به توبه از گناهان دعوت مي نمود و به تقوي دستور مي داد تا روزي که کشته شد.»

شهادت حضرت يحيي(ع)

سرنوشت حضرت يحيي (ع) با سرنوشت و سرانجام امام حسين (ع) شباهت بسيار دارد؛ شهادت در راه خدا و براي پاسداري از احکام خدا؛ قرار گرفتن سر بريده در طشت و قرار دادن در مجلس ناپاکان و نا اهلان روزگار. امام حسين (ع) در حديثي بر اين مطلب مهر تاييد مي زند و مي فرمايد: از پستي هاي دنيا اينکه سر يحيي بن زکريا (ع) را به عنوان هديه براي زن بدکاره اي از زنان بني اسرائيل بردند. قید «حيا» که در آيه آمده اشاره به همين مطلب دارد که او شهيد خواهد شد. چنانکه در جاي ديگر قرآن کريم درباره شهيد آمده است: «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا، بل احياء عند ربهم يرزقون» (اي پيامبر) هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند.

روز قيامت

سومين مقطع از زندگي حضرت يحيي (ع) که خداوند بر او سلام کرده است روز قيامت مي باشد. درباره قيامت آيات بسياري در قرآن کريم وارده شده است. روزي که همه انسان ها گرفتار وحشتي وصف ناپذير خواهند شد اما خداوند متعال مطابق اين آيه به حضرت يحيي (ع) اطمينان مي دهد که از آن روز وحشت نداشته باشد چرا که از عنايات خاص حضرت حق بهره مند مي شود و از هول روز باز پسين ايمن خواهد بود. مرحوم علامه طباطبايي به نکته ظريفي اشاره مي کنند: «و اختلاف تعبير در «وُلد» و «يموت» و «يبعث» که اولي را به صورت ماضي و دو تاي ديگر را به صورت مضارع آورده براي اين است که بفهماند اين سلام را در حال حيات دنيويش به او فرستاده بود، نه اينکه در عصر رسول خدا (ص) به او فرستاده باشد.»

نتيجه

با توجه به زندگي و شهادت اين پيامبر الهي و اخلاص و ارتباط خاص او با خداي متعال، و همچنين کنار هم قرار دادن آيات پيشين و دقت در آيات قبل و بعد آنها به اين مطلب هدايت مي شويم که علت سلام خداي متعال بر پيامبري از پيامبران يا بنده اي از بندگان، ايمان، احسان و تلاش و فداکاري او در راه خدا و تبليغ و ترويج دين خدا است. ارتباط محکم و مستدام با خدا در زندگي، اظهار خضوع و خشوع در برابر خداي متعال و خوف از خدا در دنيا، نتيجه و ثمره اش ايمني و سلامت او در دنيا و آخرت است و شخص را لايق سلام خدا و مشمول عنايات خاص حضرت حق مي کند. اين نکته از آياتي که عينا، و يا با تفاوت بسيار اندک پس از آيات سلام قرار گرفته اند به خوبي استفاده مي شود: «سلام علي ...، انا کذلک نجزي المحسنين، انه من عبادنا المومنين». همچنين از تفسيري که مرحوم علامه طباطبايي در مورد کلمه سلام فرمودند و گذشت. آيه ديگري نيز در قرآن کريم وارد شده که فلسفه سلام خداوند بر بندگان را ايمان قلمداد مي کند. آيه هفتم: «ان الله و ملائکته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما» خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند؛ اي کساني که ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملا تسليم (فرمان او) باشيد. اين آيه مبارکه نيز وقتي در کنار آيات قبل و بعدش قرار مي گيرد و با هم سنجيده مي شود معناي روشن تري پيدا مي کند. در دو آيه پيش از اين مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده ايد. در خانه هاي پيامبر داخل نشويد مگر به شما براي صرف غذا اجازه داده شود...» آيه طولاني است و در آن نحوه برخورد با حضرت پيغمبر و زنان ايشان بيان شده و پيام آيه اين است که با پيامبر عظيم الشأن ما به گونه اي برخورد نماييد که با شأن و منزلت آن حضرت سازگار باشد و در رابطه با آن حضرت ادب را مراعات کنيد؛ او حيا مي کند از اينکه شما را منع کند اما خداوند از بيان حق شرم ندارد. بعد مي فرمايد اگر چيزي را آشکار کنيد يا پنهان داريد، خداوند از همه چيز آگاه است. سپس مي رسد به آيه فوق که خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند... و در آيه پس از آن مي فرمايد: «آنها که خدا و پيامبرش را آزار مي دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براي آنها عذاب خوار کننده اي آماده کرده است. ساختار اين آيه مبارکه، از حيث قرار گرفتن کلمات در آن، يک ساختار ويژه است که مي تواند دليل برتري پيغمبر خاتم (ص) بر ديگر پيغمبران باشد. در ابتداي آيه خبر داده مي شود از درود فرستادن پيوسته خداي متعال و فرشتگانش به پيغمبر گرامي اسلام و کلمه «يصلون» که فصل مضارع است و دوام و پيوستگي را مي رساند حامل اين مطلب است. سپس به جاي اسم مبارک آن حضرت کلمه «النبي» آمده که اشاره به مقام رفيع آن حضرت در نبوت دارد و مي تواند تعظيم و تکريم را نيز برساند آنگاه خطاب به مؤمنين مي فرمايد: اي کساني که ايمان آورده ايد، شما نيز با خدا و فرشتگانش هم آوا شويد و بر پيغمبر درود بفرستيد و سلام کنيد؛ سلامي توأم با ادب و انعطاف و احترام. و تسليم باشيد در برابرش؛ تسليم مطلق و بي چون و چرا.. از کلمه «تسليما» چنين به ذهن متبادر مي شود که اگر درود بفرستيم و سلام کنيم اما تسليم مطلق نباشيم گرفتار نفاق هستيم و مسلمان واقعي نيستيم. در نتيجه «سلام ما به پيامبر [گرامي اسلام (ص)] بايد سلامي باشد با نهايت انعطاف، پذيرش، خضوع و قبول. نه فقط او بايد از ما در امنيت و سلامت باشد بلکه تمام هستي ما در مقابل او، به حالت تسليم و پذيرش در آمده باشد.»

معناي صلوات و سلام

همچنانکه گذشت معناي عمده سلام اعلام امنيت و درخواست سلامت. از سوي سلام کننده به مخاطب سلام است. اما صلاة و درود معنايي فراتر از آن دارد، صلاة به معناي دعا و طلب رحمت و مغفرت براي طرف مقابل است و اين فرع آن است که به مخاطب اطمينان خاطر دهيم که از جانب ما در امان است و ما خواهان سلامت و صحت او هستيم. و صلاة خداوند در اين آيه «به معناي انعطاف و رحمت از جانب حضرت حق نسبت به پيغمبر گرامي اسلام (ص) است. و صلاة فرشتگان استغفار براي آن حضرت و تزکيه ايشان و صلاة انسان ها به آن حضرت به معناي طلب رحمت از خداي متعال براي آن حضرت است.»

کيفيت فرستادن صلوات و سلام بر آن حضرت

«از ابابصير نقل شده است که از ابي عبدالله [امام صادق] (ع) پرسيدم که صلوات فرستادن حق تعالي بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم که در اين آيه ذکر کرده به چه کيفيت است؟ فرمود که يا ابا محمد! صلوات حق تعالي بر او اعلاي مرتبه او است در سماوات... و رفع درجه او بر جميع درجات انبياء. گفتم يا بن رسول الله، کيفيت صلوات گفتن مي دانم تسليم به چه کيفيت است؟ فرمود: «و هو التسليم له في الامور» يعني تسليم، انقياد نمودن است مراو را در جميع امور، و امتثال اوامر او کردن و بذل جهد نمودن در طاعت او... و نزد بعضي ديگر، مراد به تسليم سلام دادن است به صيغه «السلام عليک ايها النبي» و اين قول را شيخ طوسي (ره) در تبيان ذکر کرده و اين احق است.» مرحوم طبرسي روايتي از کعب بن عجره نقل مي کند که مي گويد: وقتي اين آيه نازل شد گفتيم اي رسول خدا سلام بر شما را شناختيم، پس صلوات بر شما چگونه است؟ فرمود: بگوييد: «اللهم صل علي محمد و آل محمد کما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم انک حميد مجيد و بارک علي محمد و آل محمد کما بارکت علي ابراهيم و آل ابراهيم انک حميد مجيد» علامه طباطبايي (ره) مي نويسد: «سيوطي در در المنشور غير از اين حديث، هجده حديث ديگر آورده که هم دلالت دارند بر اينکه بايد «آل» را نيز در صلوات اضافه نمود، يعني بايد گفت: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» ... و اما روايات شيعه از حد شمار بيرون است.» آيه هشتم: «هو الذي يصلي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمات الي النور و کان باالمومنين رحيما» او کسي است که بر شما درود و رحمت مي فرستد، و فرشتگان او (نيز براي شما تقاضاي رحمت مي کنند) تا شما را از ظلمات (جهل و شرک و گناه) به سوي نور (ايمان و علم و تقوي) رهنمون گردد؛ او نسبت به مومنان همواره مهربان بوده است. در توضيح آيه پيشين گفته شد که صلاه به معناي انعطاف است؛ انعطاف تقريبا مترادف ميل و توجه به چيزي است و اين توجه از هر کسي باشد معناي خاصي پيدا مي کند و گفته اند که توجه و انعطاف خداوند به معناي رحمت او است، در اين آيه مبارکه نيز فعل مضارع به کار رفته که به معناي دوام و استمرار است و مي رساند که خداي تعالي و فرشتگانش مدام و بلاانقطاع بر مومنان درود مي فرستند و مومنان را مورد رحمت و تزکيه و طلب مغفرت قرار مي دهند. معناي نور و ظلمت در آيه آنچه از آيه مبارکه استفاده مي شود اين است که نتيجه اين انعطاف و توجه خداوند و فرشتگانش به شما، اين است که شما را از ظلمات به سوي نور خارج مي کند. نور معناي دقيقي دارد، اما به طور سر بسته اينکه، به اعتبار اينکه خداي متعال نوالانوار است و خود در قرآن کريم مي فرمايد: «الله نور السموات و الارض» خداوند نور آسمان و زمين است؛ بناءاً هر چه انسان به خدا نزديک تر باشد و بيشتر به ياد او، روشن تر و نوراني تر است و هر چه از خدا دور باشد و غافل از ياد او، تاريک تر و تيره تر است. اين آيه در ادامه آياتي قرار گرفته که در آنها سخن از ذکر کثير خداي متعال است، مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد کنيد / صبح و شام او را تسبيح گوييد / او کسي است که بر شما درود و رحمت مي فرستد و ... / تحيت آنان در روزي که او را ديدار مي کنند سلام است، و براي آنها پاداش پرارزشي فراهم ساخته است.» حضرت علامه مي نويسد: در آيات ديگري از قرآن کريم خداي تعالي همواره ياد خود را نسبت به بندگان مترتب کرده بر ياد بندگان مراورا، و فرموده: «فاذکروني اذکرکم» به يادم باشيد تا به يادتان باشم. همچنانکه فراموش کردن بندگان وي را باعث فراموش کردن خود مر بندگان را دانسته و فرموده: «نسو الله فنسيهم» خدا را فراموش کردند، خدا هم ايشان را فراموش کرد. بر اين اساس، درود فرستادن او بر بندگان نوعي ياد آوري آنان است که مترتب شده بر ياد خدا از سوي بندگان. پس اگر بندگان خدا را بسيار ياد کنند، خداي متعال نيز آنان را بسيار ياد مي کند، بر آن ها درود مي فرستد و غرق نورشان مي کند و از ظلمت ها دورشان مي سازد. و در مورد ذيل آيه مي نويسد: جا داشت که بفرمايد: «و کان بکم رحيما» زيرا پيش از اين سخن از ايمان رفته بود، ولي اين طور نفرمود بلکه مؤمنين دوباره آورد و فرمود: «وکان باالمؤمنین رحیما» تا دلالت کند بر اينکه سبب درود فرستادن خداي تعالي و رحمت او بر بندگان همان صفت ايمانشان است. پيش از اين نيز اشاره کرديم که با کنار هم قرار دادن آيات پيش و پس از آيات سلام بر پيغمبران اين مطلب استنباط مي شود که سبب و علامت سلام و درود فرستادن خداي متعال به آنها ايمانشان است.

بخش دوم:

آياتي که سلام خدوند را در آخرت حکايت مي کند. اين گروه از روايات نيز دو دسته هستند: دسته اول، سلام مستقيم و بلاواسطه حضرت حق را حکايت مي کند و دسته دوم، سلام غير مستقيم و مع الواسطه اش را.

دسته اول:

آيه اول: تحيتهم يوم يلقونه سلام؛ تحيت آنان در روزي که او را ديدار مي کنند سلام است. «از ظاهر سياق آيه بر مي آيد که کلمه «تحيتهم» مصدر باشد که به مفعول خود اضافه شده است و معنايش اين باشد که ايشان تحيت گفته مي شوند، روزي که پروردگارشان را ملاقات مي کنند، از ناحيه او و از ناحيه ملائکه او به ايشان تحيت و سلام گفته مي شود. به اين معنا که ايشان در روز لقاي خدا در امنيت و سلامت هستند و هيچ مکروهي و عذابي به ايشان نمي رسد.» آيه دوم: سلام قولا من رب الرحيم؛ بر آنها سلام (و درود الهي) است اين سخني است از سوي پروردگار مهربان. «کلمه سلام مبتدايي است که خبرش حذف شده و اگر نکره آورد و نفرمود: «السلام» به منظور اين بود که بفهماند سلامي است که از عظمت نمي توان تعريفش کرد، و خبري که از آن حذف شده عبارت است از «عليکم» يا «لکم». در آيات پيشين سخن از نعمت هاي الهي بر بهشتيان است. سير بيان در سه آيه و آيه چهارم (آيه سلام) از کلي به جزئي است. در آيه اول به صورت کلي و سر بسته سخن از نعمت هاي خداي متعال بر بهشتيان، و شادماني آنان، به ميان آمده است. در آيه دوم و سوم به صورت جزئي و مشخص نعمت هاي الهي بر شمرده شده است و در آيه چهارم سخن از برترين هديه و بزرگترين عنايت از سوي خداي متعال به ميان آمده است که سلام و تحيت و خوشامد از جانب حق است. اين تحيت و خوشامد لذت بخش ترين نعمت بهشتي است براي يک بندۀ مؤمن. بويژه که اين سلام يک سلام خاص است و عظمت و شکوهي دارد که در وصف نگنجد. حضرت علامه طباطبايي(ره) در ادامه مي نويسند: «از ظاهر کلام بر مي آيد که اين سلام از خداي تعالي باشد و اين غير از آن سلامي است که ملائکه به بهشتيان مي گويند و قرآن چنين حکايتش کرده: «و الملائکه يدخلون عليهم من کل باب سلام عليکم بما صبرتم...» و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي گردند؛ (و به آنان مي گويند) سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان...» آيه سوم: دعويهم فيها سبحانک اللهم و تحيتهم فيها سلام... ؛ گفتار (و دعاي) آن ها در بهشت اين است که : «خداوندا، منزهي تو» و تحيت آنها در آنجا سلام... در تفسیر اين آيه که سلام از جانب خداي متعال است، يا بهشتيان وقتي به همديگر تحيت مي گويند، سلام مي کنند، و يا فرشتگاه به آنها تحيت مي گويند و آن تحيت سلام است، بين مفسرين اختلاف است و اکثر آن ها هر سه احتمال را ذکر کرده اند. مرحوم علامه طباطبايي احتمال دوم را برگزيده و دو احتمال ديگر را ذکر نکرده اند اما مرحوم طبرسي و علامه شبر احتمال اول را پيش از دو احتمال ديگر آورده اند. مرحوم طبرسي مي نويسد: «و تحيتهم فيها سلام» يعني تحيتي که از خداي سبحان به آنها مي رسد سلام است، و برخي مي گويند: يعني تحيت خودشان به يکديگر يا تحيت فرشتگان به آنها سلام است.» و مرحوم مبشر مي نويسد: «قوله تعالي «و تحيتهم» من الله تعالي» يعني قول خداي متعال که مي فرمايد: «و تحيتهم» مراد تحيت از جانب خداي تعالي است. آيه چهارم: و ادخل الذين آمنوا و عملو الصالحات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها باذن ربهم تحيتهم فيها سلام؛ و کساني را که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاي بهشت وراد مي کنند؛ باغهايي که نهر ها از زير درختانش جاري است؛ به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مي مانند؛ و تحيت آنها در آن «سلام» است. «تحيت در اصل از ماده «حيات» گرفته شده سپس به عنوان دعا براي سلامتي و حيات افراد استعمال شده است. و به هر نوع خوشامدگويي و سلام و دعايي که در آغاز ملاقات گفته مي شود، اطلاق مي گردد. بعضي از مفسران گفته اند: «تحيت» در آيه فوق درودي است که خداوند به افراد با ايمان مي فرستد و آن را با نعمت سلامت خويش قرين مي دارد؛ سلامت از هر گونه ناراحتي و گزند و سلامت از هر گونه جنگ و نزاع (بنابراين تحيت اضافه به مفعول خود شده و فاعلش خداست.) «تحيتهم» تحيت ملائکه بر ايشان «فيها» در بهشت، يا تحيت خدا بر ايشان، يا تحيت هر يک از ايشان بر يکديگر «سلام» باشد که دال است بر سلامتي از جميع آفات.» آيه پنجم: اولئک يجزون الغرفة بما صبروا و يلقون فيها تحيه و سلاما؛ (آري)، آنها هستند که درجات عالي بهشت در برابر شکيبايي شان به آنان پاداش داده مي شود، و در آن، با تحیت و سلام روبرو مي شوند. «تحيت» تبقيه دائمه يعني زندگاني باقي که هرگز فنا در عقب آن حيات نباشد «و سلاما» و سلامتي از آفات و يا دعاي زندگاني و يا سلامتي شوند از جانب ملائکه يعني فرشتگان به ايشان گويند که «حياکم الله» و «سلام عليکم» و يا تحيت از جانب ملائکه باشد و سلام از خدا شنوند و يا هر يک بر ديگري سلام و تحيت کنند.» «و يلقّون فيها تحيه و ملاما» بهشتيان به يکديگر تحيت و سلام مي گويند و فرشتگان به آن ها، و از همه بالاتر، خداوند به آن ها سلام و تحيت مي گويد.» آيه ششم: لا يسمعون فيها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فيها بکرة و عشيا؛ در آنجا هرگز گفتار لغو و بيهوده اي نمي شنوند، و جز سلام در آنجا سخني نيست؛ و هر صبح و شام، روزي آنان در بهشت مقرر است. «... الا سلاما، استثناي منقطع است. یعني: لکن سلام شنونده و تحيت از يکديگر و از خداي تعالي، ...» «... يعني، ليکن شنوند کلام منطوي بر سلام را از جانب جناب احديت...» «نه تنها فرشتگان بر آن ها درود مي فرستند و خود آنها به يکديگر، بلکه خداوند نيز، چنانکه در سوره يس آيه 75 آمده، بر آن ها سلام مي فرستند: «سلام قولا من رب الرحيم» سلام بر شما باد، اين سلامي است از پروردگار مهربان به شما بهشتيان.» آيه هفتم: لا يسمعون فيها لغوا و لا تاثيما الا قليلا سلاما سلاما؛ در آن (باغهاي بهشتي) نه لغو و بيهوده اي مي شنوند و نه سخنان گناه آلود؛ تنها چيزي که مي شنوند «سلام» است «سلام». «آيا اين سلام از ناحيه خداوند است؟ يا از ناحيه فرشتگان؟ يا خود بهشتيان نسبت به يکديگر؟ و يا همه اين ها؟ از همه مناسبتر تفسير اخير است چنانکه در آيات ديگر قرآن [کريم] به سلام خداوند و فرشتگان و بهشتيان بر يکديگر اشاره شده است. آري آن ها جز سلام چيزي نمي شنوند، سلام و درود خداوند و ملائکه مقربين او، و سلام و درود خودشان به يکديگر.»

دسته دوم

در اين دسته از آيات سلام خداي متعال مع الواسطه به بندگان ابلاغ شده است. آيات سوم تا هفتم دسته اول نيز بنا بر برخي از نظريات تفسيری جزو اين دسته قرار مي گيرد. بدين معنا که بگوييم مراد از «تحيتهم فيها سلام»، «و يلقون فيها تحيه و سلاما»، «لايسمعون فيها لغوا الا سلاما» و «الا قيلاً سلاما سلاما» سلام فرشتگان به بندگان صالح خدا است. روايات ديگري نيز در قرآن کريم وجود دارد که در زير چند نمونه از آنها را ملاحظه مي فرماييد: آيه اول: والملائکه يدخلون عليهم من کل باب / سلام عليکم بما صبرتم...؛ و فرشتگان از هر دري بر آنان وراد مي گردند؛ (و به آنان مي گويند:) سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان. آيه دوم: الذين تتوفيهم الملائکه طيبين يقولون سلام عليکم ادخلوا الجنه بما کنتم تعملون؛ همان ها که فرشتگان (مرگ) روح شان را مي گيرند در حالي که پاک و پاکيزه اند؛ به آن ها مي گويند: «سلام بر شما! وارد بهشت شويد به خاطر اعمالي که انجام مي داديد.» آيه سوم: و سيق الذين اتقوا ربهم الي الجنه زمرا حتي اذا جاءوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام عليکم طبم فادخلوها خالدين؛ و کساني که تقواي الهي پيشه کردند گروه گروه به سوي بهشت برده مي شوند؛ هنگامي که به آن مي رسند درهاي بهشت گشوده مي شود و نگهبانان به آنان مي گويند: سلام بر شما! گوارايتان باد اين نعمت ها! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد.»

نتیجه:

آيات ديگري نيز در قرآن کريم وجود دارد که کلمه سلام يا مشتقات آن در اين آيات به کار رفته است. اما، از همين آياتي که برشمرديم و توضيح دادیم به خوبي روشن مي شود که سلام چه جايگاه رفيعي در قرآن کريم دارد و پياده کردن آن در زندگي چه تأثير ژرف و مثبتي مي تواند داشته باشد. برخي از آيات مربوط به سلام – به تناسب موضوع – در فصل هاي آتی اين تحقيق گنجانده خواهد شد. لذا از آوردن آن ها در اين جا صرف نظر کرديم.

سلام خداي متعال در روايات

به طور کلي از مطالعه منابع روايي ما چنين استفاده مي شود که خداي متعال هر بار که جبرئيل امين سلام الله عليه را به سوي پيغمبري از پيغمبران عظام خود فرستاده است او را مامور کرده که پيش از ابلاغ پيام و هر نوع سخني به آن ها سلام کند. موارد بسياري در منابع روايي ما نقل شده است که جبرئيل امين سلام الله عليه هر گاه خدمت حضرت پيغمبر گرامي اسلام رسیده با تعبيراتي از اين قبيل سخن خود را آغاز کرده است:«ان الله يقرئک السلام و يقول ...»، «ان ربک يقرئک السلام و يقول...»، «السلام يقرئک السلام و يقول...» و «العلي الا علي يقرئک السلام و يقول...» قابل دقت است که در مواد بسياري «سلام» که يکي از نام هاي خداي متعال است به کار رفته و پس از آن سلام و پيام حضرت حق به پيامبرش رسانده شده است. به عنوان نمونه: روايت اول: محمد بن جعفر بن محمد از پدرش (سلام الله عليه) روايت مي کند که جبرئيل (ع) بر پيغمبر گرامي اسلام نازل شد و فرمود: اي محمد [ص] سلام، (خداي متعال) بر تو سلام مي رساند و مي فرمايد آسمان هفتگانه و آنچه در آنها است و زمين هفتگانه و آنچه بر آن ها است را آفريدم و جايي عظيم تر از رکن و مقام نيافريدم و اگر بنده اي از ابتداي خلقت آسمان و زمين مرا دعا کند پس مرا ملاقات کند [بميرد] در حالي که منکر ولايت [اميرالمومنين] علي [ع] است، او را با خواري به دوزخ خواهم انداخت. روايت دوم: حضرت ام کلثوم از پدرش اميرالمومنين (ع) و آن حضرت از پيغمبر گرامي اسلام (ص) خبر مي دهد که فرمود: جبرئيل (ع) بر من نازل شد در حالي که کليد هاي گنج هاي زمين را همراه داشت، عرض کرد يا محمد (ص) سلام به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: اگر بخواهي، کوه هاي تهامه را تبديل به طلا و نقره مي کنم و با اين کليد ها در اختيارت قرار مي دهم و اين از بهره روز قيامتت نمي کاهد. حضرت فرمود: اي جبرئيل بعد از آن چه مي شود؟ گفت: [سرانجام] مرگ است. حضرت فرمود: وقتي چنين است احتياجي به دنيا ندارم. روزي که گرسنه باشم با تضرع و زاري از پروردگار خود روزي مي خواهم و روزي که سير باشم او را شکر مي گزارم و حمد مي کنم. روايت سوم: روزي رسول خدا (ص) در خانه حضرت فاطمه (ع) بود و اميرالمومنين علي و فرزندانش حسن و حسين (ع) نيز نزد آن حضرت و همه شاد بودند. در آن هنگام جبرئيل (ع) نازل شد و عرض کرد: سلام به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: اي محمد (ص) آيا خوشحالي که جمعتان جمع است در اين دنيا؟ حضرت فرمود: آري و خداوند را بر اين نعمت حمد و سپاس مي گويم. جبرئيل عرض کرد: خداي متعال مي فرمايد: اين ها پراکنده مي شود و در نقاطي از زمين؛ دور از هم به خاک سپرده مي شوند. پس حضرت گريست و علي (ع) عرض کرد: سبب گريه ات چيست اي رسول خدا؟ حضرت فرمود: اي علي اين جبرئيل است که خبر مي دهد به من درباره شما؛ اينکه شما پراکنده مي شويد و در نقاط مختلفي از زمين به خاک سپرده مي شويد. علي (ع) فرمود: «الحمدالله الذي علي ما خصنابه من البلوي» خدا را سپاس بر مصيبت ها و سختي هايي که به ما ارزاني مي دارد. آنچه از منابع روايي به دست مي آيد اين است که خداي متعال به کسان دگيري نيز سلام فرستاده است: اول: پيامبران. علاوه بر پيامبران عظيم الشأني که برشمرديم و در قرآن کريم خداي متعال بر آنها سلام کرده است، در منابع روايي نيز به برخي از پيامبران ديگر سلام فرستاده است؛ حضرت آدم (ع) ، حضرت يوسف (ع) ، حضرت يعقوب (ع) ، حضرت اسماعيل (ع). در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است که اين اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم (ع) نيست و مراد از اسماعيل در آيه زير که مي فرمايد: «و اذکر في الکتاب اسماعيل انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیا» (و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعده هایش صادق، و رسول و پیامبری (بزرگ) بود). پيغمبر ديگري است که قومش بر او مسلط شدند و پوست سر و صورتش را کندند. خداوند فرشته اي را به سويش فرستاد و گفت: «إن رب العالمين يقرئک السلام»؛ پروردگار جهانيان به تو سلام مي فرستد و مي فرمايد ما ديدیم که قومت با تو چه کرد، هر چه مي خواهي از ما بخواه (شايد مراد اين باشد که هر نوع عذابي را که مي خواهي از ما درخواست کن تا بر قومت فرو فرستيم) آن پيغمبر گفت: «لي بالحسين بن علي بن ابي طالب اسوه» الگوي من حسين بن علي بن ابي طالب (ع) است و من به آن حضرت اقتدا مي کنم. پيغمبر ديگري که در منابع روايي بر او سلام فرستاده شده است حضرت دانيال (ع) است. دوم: ائمه معصومين (ع): خداي متعال به اميرالمومنين علي (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) سلام فرستاده است. سوم: کساني که برخي از اعمال يا عبادات را انجام دهند: زائرين ابي عبدالله الحسين (ع)، کسي که برادر مؤمنش را فقط را براي رضا خدا ملاقات و زيارت کند، کسي که فرايض را انجام مي دهد، و فرد مؤمن در هنگام مرگ. نکته قابل توجه اين است که وقتي زاير ابي عبدالله (ع) اين مقام و ارج و قرب را در پيشگاه خداوند متعال داشته باشد خود امام حسين (ع) چه مقامي دارد؟ ديگر ائمه معصومين صلوات الله علیهم اجمعين چه مقام و قربي دارند؟ نکته ديگر اينکه در انجام دادن فرايض و ملاقات و زيارت برادر مؤمن درجه خاصي از اخلاص لازم است و در همه کساني که ذکر شد تعیين کننده ايمان است چنانکه قبلا خاطر نشان کرديم که از آيات قرآن کريم نيز اين مطلب استفاده مي شود که ايمان باعث مي شود تا خداي کريم بر کسي سلام کند.

پی نوشتها:

- صافات /79. - تفسیر شبر، ص488. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص221. - صافات / 109. - ترجمه تفسیر المیزان، ج17، ص 218. - صافات / 120. - تفسیر شبر، ص 45. - الکاشف، ج 6، ص 353. - صافات / 130. - الکاشف، ج 6، ص 535. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص 241 و بحار ج 16، ص 87. - مجمع البیان، ج 4، ص 462. - عیون الاخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 237. - همان، ص 261. - مجمع البیان، هماان. - نمل / 59. - مریم / 15. - منهج الصادقین، ج5، ص 402. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 14، ص 4. - سوره مریم (11-2) و آل عمران (41 – 38) و انبیاء (90-89). - الکامل فی التاریخ، ج 1، ص300. (92 سال برای حضرت زکریا نقل شده است). - الکامل فی التاریخ، ج 1، ص 300 تا 301. - و آتیناه الحکم صبیا. - مجمع البیان، ج6، ص 506. - الکامل، همان. - ترجیمه تفسیر المیزان، ج 14، ص 36. - اصول کافی، ج2، ص665. - بحار، ج 14، ص 167. - انبیاء / 90. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 14، ص 36. - آل عمران/ 169. - منهج الصادقین، ج 5، ص402. - ترجمه تفسیر المیزان، ج14، ص 26. - ذیل آیه 15 سوره مریم. - احزاب / 43. ترجمه و توضیحش خواهد آمد. - احزاب / 56. - ایستاده در باد، سید محمد روحانی، ص 476. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص529. - منهج الصادقین، ج7، ص 356. - ترجمه تفسیر المیزان، ج39، ص 516. - احزاب / 43. - احزاب / 44-41. - بقره / 152. - توبه / 67. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص 514. - همان. - احزاب / 44. - ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص 514. - یس / 58. - ترجمه المیزان، ج 17، ص 160. - رعد / 24-23. - یونس / 10. - ترجمع مجمع البیان، ج 11، ص263. - جوهر الثمین، ج 3، ص 140. - ابراهیم / 23. - تفسیر نمونه، ج 10، ص 322. - منهج الصادقین، ج 5، ص 133. - فرقان / 75. - منهج الصادقین، ج6، ص426. - تفسیر نمونه، ج 15، ص 170. - مریم / 62. - روض الجنان، ج 13، ص 86. - منهج الصادقین، ج 5، ص 439. - تفسیر نمونه، ج13، ص 106. - واقعه 25 و 26. - تفسیر نمونه، ج 23، ص 216. - رعد / 24-23. - نحل / 32. - زمر / 73. - وسایل الشیعه، ج1، ص 123. - بحار الانوار، ج42، ص 275. - عوالی اللآلی، ج 4، ص 83. - بحار، ج 11، ص 171، ج 72، ص 438. - بحار، ج 12، ص 230 و بحار ج 91، ص 19. - تفسیر عیاشی، ج 2، ص 179. - مریم / 54. - امالی مفید، ص 39، بحار، ج13، ص 391. - تفسیر القمی، ج1، ص 88. - بحار، ج 38، ص 141 و بحار، ج 40، ص 54. - دلایل الامامة، ص 27-28. - تهذیب، ج6، ص 43. - کافی، ج2، ص 176. - بحار الانوار، ج 68، ص 180. - الاختصاص، ص 345.

.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.