فرهنگي

ماهنامه هادی

با شيفتگان قرآن كريم

(مصاحبه با قاری قرآن کریم استاد محمد علی رضوانی)

o استاد محترم، با تشکر از اینکه وقت تان را در اختیار ما قرار دادید مختصری از زندگی نامه تان را بیان فرمایید؟

• حمد و سپاس خدای را که انسان را آفرید و برای او راهنما و هدایت گر قرار داد، و با درود به روان پاک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت آن حضرت خصوصاً صاحب الزمان(عج) و هم چنین با تقدیر و تشکر از دوستان و دست اندرکاران مجله هادی از اینکه زحمت کشیدید بسیار بسیار سپاس گذارم، گرچه بنده در حدی نیستم که استاد باشم آنهم استاد قرآن کریم، که آیه آیه آن، کلام الهی و نوری است که در این جهان تاریک می درخشد. بنده محمد علی رضوانی هستم گرچه تاریخ دقیق تولدم را نمی دانم ولی از نگاه شناسنامه ای متولد 1349 هستم در منطقه علاء الدین از توابع غزنین شهر شعر و ادب شهر حکیم سنائی. از دوران کودکی چیز خاصی به ذهن ندارم ولی از حدود شش هفت سالگی به مکتب خانه رفتم آنقدر علاقه داشتم که نهار نخورده دوباره به مکتب خانه می رفتم اما درس کلاسی چند کلاس بیشتر نخواندم تقریباً دوازده سیزده ساله بودم که پدرم را از دست دادم رفتن ایشان ضربه سنگینی را به من وارد ساخت گرچه ایشان مدت طولانی مریض بودند ولی برای من پشتوانه بسیار قوی بود. از سال 63-62 وارد مدرسه علمیه امام جعفر صادق (ع) شدم و یک سال و اندی آن جا درس خواندم و بعد راهی ایران شدم که تا حال در این جا هستم البته بعد از یکی دو بار رفتن به افغانستان. لازم بذکر است که من از همان سنین کودکی علاقه ی خاصی به قرآن کریم داشتم در هر فرصت که بدست می آوردم رادیو را روشن می کردم و به صدای قرآن گوش فرا می دادم اما به صورت جدی از سال 1371 وارد این کار شدم که الحمدلله بسیار خوشحالم که در این راه تا حدی هم موفق شدم حدود ده یازده سال کلاس قرآن و برنامه های قرآنی داشتم و شاگردانی زیادی هم تحویل جامعه دادم، مدتی هم در مجمع مرکزی قاریان و حافظان افغانستان در کنار استاد توحیدی مشغول فعالیت بودم که هم عضو هیأت مدیره و هم نایب رئیس مجمع و هم مربی مجمع بودم که خداوند را از این جهت بسیار بسیار سپاس گذارم. بعد از مدتی بنا به مشکلاتی که برایم پیش آمد از مجمع استعفا دادم و الان هم در خدمت شما هستم. باید عرض کنم که بنده در مجامع مختلف کلاس داشتم، در جمع هندوستانی ها، پاکستانی ها، عراقی ها و همشهریهای خود ما که خیلی زیاد هستند و حساب شاگردانم از دستم رفته است.

o بهترین خاطره ای که از قرآن کریم و جلسات قرآنی دارید بیان فرمایید؟

• به نظر من شرکت در جلسات و برنامه های قرآنی، و شنیدن آیات زیبا و روحبخش قرآن کریم سراسر خاطره است، منتهی من در این زمینه خاطرات تلخ و شیرین زیاد دارم که بذکر یک نمونه از آن اکتفا می کنم. بنده همان طور که ذکر شد شاگردان زیادی را تعلیم دادم که خیلی از آنها به جاهای بسیار بالایی رسیده اند ولی آنچه که برایم خیلی شیرین و خاطره انگیز است تلاوت یکی از شاگردانم بود ایشان وقتی که کلاس قرآن را شروع کردند در روخوانی قرآن مشکل جدی داشتند ولی بعد از مدتی تلاش و کوشش یکی از بهترین ها شده بود، یک روز در یک جمعی ایشان تلاوت داشتند آنقدر زیبا و جذاب آیات الهی را تلاوت می کردند که خودم تحت تأثیر قرار گرفتم از خوشحالی گریه می کردم ایشان تلاوت می کردند و من اشک می ریختم این صحنه برایم خیلی خاطره انگیز بود چون ثمره کارم را می دیدم و خداوند متعال را بسیار سپاس گذارم.

o وقتی یک قرائت عالی گوش می کنید و یا خودتان قرائت می کنید چه حالی به شما دست می دهد؟

• این سئوال سختی است که انسان بتواند آن حالت هایی را که در حین قرائت و استماع آیات الهی دست می دهد توصیف کند برای اینکه آن حالت ها اصلاً قابل توصیف نیست ، طوری نیست که انسان بتواند آن را توصیف و بیان کند این ها حالتی است که باید خود انسان درک کند و در آن فضا قرار بگیرد تا آن را احساس کند. ولی خوب باید عرض کنم که وقتی یک قرائت عالی را گوش می دهم و یا خودم تلاوت می کنم یک حالت روحی و معنوی خاصی برایم دست می دهد لذت خاصی برایم دارد طوری که هیچ شیء دیگری جای آن را نمی تواند بگیرد موسیقی و آهنگ قرآنی با توجه به معانی آیات آنقدر غنی و دلنواز است که انسان را از هر چیزی غیر قرآن بی نیاز می کند قرائت برایم آنقدر حلاوت دارد، که در هر حال که باشم و در هر جا که باشم همین که صدای قرآن بلند شود ناخودآگاه ذهنم به آن طرف کشیده می شود و زمزمه هایم هماهنگ با آن تلاوت شروع می شود، لذا از استماع یک تلاوت زیبا احساس لذت حلاوت و شیرینی می کنم و با آن اوج می گیرم و احساس حقارت در برابر پروردگار متعال به من دست می دهد و به عظمت پروردگار بیشتر پی می برم و از آیات عذاب به یاد جهنم و عذاب قیامت و از آیات بشارت به بهشت به یاد نعمت های بهشتی می افتم البته این را هم عرض کنم که با توجه به نغمات و آیات حالت های مختلف به انسان دست می دهد مثلاً اگر تلاوت در مقام صبا باشد به خاطر آن حزن که دارد ذهنم کشیده می شود به زحمت های که رسول مکرم اسلام کشیده و زجرهایی که را در راه گسترش اسلام و قرآن دیده بهر صورت بستگی دارد به آن نغمه و آیه که تلاوت می شود باز هم تکرار می کنم این حالت ها توصیف کردنی نیست باید خود انسان در این حالت قرار بگیرد مقامات (نغمات) را بداند معنی آیات را تا حدی بداند تا آن لذت و حلاوت که دارد را درک کند.

o کسانی را که بیشتر با آنها ارتباط داشته اید و بیشترین تأثیر را بر شما داشته اند نام ببرید و بفرمایید که کدام ویژگی شان بیشتر روی شما تأثیر داشته است؟

• این سئوال شما اگر در زمینه قرآن و قرائت باشد باید عرض کنم که تا جاییکه ذهنم یاری می کند کسی از دوستان و آشنایان که با آنها مراوده داشتم روی من تأثیر نداشته است به خاطر علاقه و عشق که از سنین کودکی به قرائت و تلاوت قرآن داشتم و همیشه هم پیگیر آن بودم خداوند توفیق داد که در زمینه قرائت و تجوید تا حدودی موفق شدم گرچه بنده صدای عالی ندارم ولی برای تدریس آنچه که آموخته ام استعداد بدی ندارم. اگر یک کمی این سئوال را باز تر کنیم باید عرض کنم که در زمینه قرآن چنانچه عرض شد از کودکی علاقمند بودم و از طرف دیگر وقتی من وارد این برنامه شدم در بین همشهریها این مسئله خیلی جا باز نکرده بود. اما نسبت به مسائل دیگر آن که مرا بیشتر شیفته خودش می کند نه این که تأثیر داشته باشد حضرت استاد توحیدی است ایشان واقعاً انسان حلیم بردبار چهره موفق و انسان قرآنی است که بنده خیلی به ایشان ارادت دارم و از همکاری با ایشان لذت می برم زمانی که در مجمع مرکزی قاریان و حافظان افغانستان ایشان رئیس و بنده نائب ایشان بودم همین احساس را داشتم و از همکار بودن با ایشان لذت می بردم.

o آیا در زمینۀ حفظ هم فعالیت داشته اید؟

• متأسفانه در این زمنیه خودم فعالیت خاصی ندارم یعنی اینکه خودم بعنوان حافظ مطرح باشم در این رابطه تلاش زیادی هم نکردم این هم به خاطر گرفتاری و مشغله های فکری که داشتم نتوانستم کاری انجام بدهم و شاید هم لیاقت نداشتم. البته باید عرض کنم به حمدالله به خاطر اُنس و الفتی که با قرآن کریم و آیات الهی دارم می توانم به راحتی خیلی از آیات را تشخیص دهم که در کدام سوره است این از برکت مأنوس بودن زیاد با قرآن است. و الا خودم بیشتر از یکی دو جزء حفظ نیستم که آنهم به خاطر عدم مرور فراموش شده است. ولی توصیه ای که به دوستان دارم این است آنهایی که فرصت دارند در این زمینه تلاش زیاد بکنند تا بتوانند حافظ قرآن شوند و این امر برکات عجیبی دارد که ما از آنها محروم هستیم.

o کدام روش و کدام استاد بین المللی را بیشتر می پسندید؟

• در پاسخ به این سئوال شما باید عرض کنم که از قرائت اکثر اساتید بزرگوار بهره کافی برده و می برم و از هر کدام آنها در سطح خودشان و استعداد خودم استفاده هایی می کنم. ولی آنچه که برایم خیلی لذت بخش است و به آن تعلق خاطر خاصی دارم قرائت مرحوم استاد محمد صدیق منشاوی است. نه می گویم که ایشان برترین است ولی یکی از بهترین های اساتید قرائت است، من هم سبک و رویش ایشان را خیلی می پسندم و قرائت خودم هم در همین سبک است ولی (میان ماه من تا ماه گردون- تفاوت از زمین تا آسمان است). شاید این سئوال به ذهن شما برسد که از بین این همه استاد چرا به سبک ایشان گرایش دارم و سبک ایشان را انتخاب کردم؟ دلیل این مطلب این است که ایشان لحن بسیار گیرا و جذاب، ملیح دارد و از طرفی هم لحن ایشان بسیار با روحیات من سازگاری دارد، گذشته از همه این ها مرحوم منشاوی در تلاوت خودشان الحان و نغمات قرآنی را با توجه به معانی آیات انتخاب می کنند که این مسئله به جذابیت و گیرایی تلاوت ایشان می افزاید، ویژگی دیگری که باعث شد این سبک را انتخاب کنم این بود که طبق روایت از امام جعفر صادق (ع) که می فرماید: ان القرآن نزل بالحزن فاقرؤه بالحزن؛ قرآن با حُزن نازل شده و آنرا با حُزون بخوانید (اصول کافی، ج2،ص 614). ایشان از ویژگی های بارز تلاوت زیبای شان همین مسئله است لحن بسیار حزین که انسان را ودار به تأمل به آیات و معانی قرآن می کند، و ایشان تسلط کافی به اختلاف قرائات و وقف ابتدا داشتند این مسائل باعث شد که سَبک ایشان را انتخاب کنم. و ایشان واقعاً استاد کم نظیری در عالم قرائت هستند.

o آیات قرآن کریم کمکی به شما کرده است؟ توضیح آنکه مشکلی در زندگی داشته اید که غیر مترقبه حل شده باشد و شما احساس کنید که از برکت قرآن بوده است؟

• این سئوال شما را به این صورت تصحیح می کنم و پاسخ می دهم که قرآن چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟ به صورت خلاصه عرض کنم که در زندگی شخصی بنده خیلی تأثیر داشته است من هر چه در این دنیا دارم از برکت اُنس با قرآن است. خصوصاً در امر مقدس ازدواج که من هیچ کس را نداشتم و پولی چندانی در بساطم نبود ولی خداوند متعال به برکت قرآن چنان دستم را گرفت که خیلی ها انگشت به دهن ماندند، خدای متعال خانواده ای را سر راهم قرار داد که از هر جهت که فکر می کنم مناسب است. یک خانواده متدین معتقد، با خدا، پاک، کور از خدا چه می خواهد دو دیده بینا، و این ها نیست جز لطف الهی به خاطر اُنس با قرآن و برکت آیات الهی.

o آیا تاکنون به افغانستان سفر کرده اید؟ در چه تاریخی و چه مدتی، اوضاع علوم قرآن در داخل کشور را اجمالاً بیان فرمایید؟

• بلی به افغانستان سفری داشتم . سخن در این مورد بسیار است اما اجمالاً عرض کنم که وضعیت افغانستان را بعد از سقوط طالبان و روی کار آمدن حکومت انتقالی در چند بخش می تواند مورد بحث قرار داد: 1- وضعیت سیاسی: افغانستان بعد از فروپاشی نظام منحط طالبان از انزوا و گوشه گیری خارج شد و جنگ های خانمان سوز چندین ساله پایان یافت در اکثری از مناطق افغانستان آرامش نسبی حاکم شد و توجه جامعه جهانی به سوی این کشور جلب گردید. تمام کشورهای جهانی به نحوی خواستار ارتباط سیاسی فرهنگی با کشور ما هستند و این خود زمینه رشد سیاسی را در افغانستان به وجود می آورد و حکایت از برقراری نظم و امنیت در افغانستان دارد. 2- وضعیت اقتصادی: افغانستان با توجه به جنگ ها و درگیری های 23 ساله و آفت و بلای آسمانی خشکسالی تقریباً فلج شده است . کارخانه ها و مراکز اقتصادی به خاطر جنگ و درگیری از بین رفته و تعطیل شده است و صادرات و واردات هم دچار رکود شده است . در این مدت که حکومت جدید به قدرت رسیده کارهای زیر بنایی و اقتصادی راه اندازی نشده البته تا حدودی واردات اجناس از کشورهای همسایه راه افتاده است و کارهای جزئی دیگر رونق پیدا کرده که مردم به آن مشغول هستند و این نسبت به اقتصاد بیمار افغانستان بسیار ناچیز است . وضعیت عمومی و معیشتی مردم را هم نمی توان گفت خوب است چون وقتی کار نباشد، درآمد نباشد قطعاً وضعیت معیشتی مردم نیز متزلزل خواهد بود و از طرف دیگر ویرانی ها و خرابی هایی که از جنگ باقی مانده بر مشکلات مردم افزوده است . هستند خانواده هایی که توانایی ساختن خانه خود را ندارند و در همان خرابه ها زندگی می کنند خشکسالی و بی آبی هم که مزید بر علت شده است. 3- وضعیت فرهنگی: در این بخش بهتر است از شهر کابل سخن به میان آید که مردم آن پیشرفته تر نسبت به سایر ولایات هستند و زندگی بهتری دارند . کابل پایتخت افغانستان یک شهر زیباست که از نگاه جغرافیایی محصور میان کوه های بلند است و بنا به یک تقسیم کلّی به دو قسمت شرق و غرب کابل تقسیم می شود. در کابل زمینه کارهای فرهنگی و کلاً تمام کارها وجود دارد و مردم خواستار آن هستند خصوصاً کارهای فرهنگی، دینی که مردم شدیداً خواستار آن هستند . مردم افغانستان متدین و معتقد و دین دار هستند . مؤسسات و گروههای فرهنگی از کشور های دیگر آمده اند و تلاش دارند که مردم مؤمن را به طرف مکتب ها و ادیان انحرافی خودشان بکشانند . در کابل انواع و اقسام مؤسسات فرهنگی فعالیت می کنند. هفته نامه ها، جراید متعدد، و گاهنامه های مختلف به زبان های دری و پشتو منتشر می گردد. و لی اینها چه هدفی را دنبال می کنند و جامعه را به کدام سمت و سو می کشانند خدا می داند. مؤسسات خارجی با امکانات مادی و مالی فراوان که ظاهراً از دولت می گیرند جوانان و نوجوانان ما را به سوی خود جلب می کنند و با وعده ها ی گوناگون فکر آنها را منحرف می سازند . تلویزیون دولتی و رادیو کابل از نگاه پخش برنامه ها در اختیار فیلم ها و برنامه های هندی است . موسیقی های مبتذل و فیلم های پیش پا افتاده و منحرف کننده از تلویزیون پخش می شود و کنترل چندانی هم اعمال نمی گردد. مغازه ها، موتر های سواری، و تکسی ها همه به نوعی از این نوار های مبتذل استفاده می کنند و هیج منعی هم صورت نمی گیرد. آنتن های ماهواره ای که صدها کانال تلویزیونی را می گیرند فراوان به چشم می خورد بیشتر کانال ها برنامه های تخدیر کننده و انحراف آمیز دارند . بسیاری از مردم به نان شبشان محتاج هستند و یا سوخت زمستان را به سختی تهیه می کنند اما سی دی پخش و آنتن های ماهواره ای برای خود تهیه کردند. وضعیت دانشگاهها و مکاتب هم چندان تعریفی ندارد. امکانات نیست برنامه های درسی درست تدوین نمی شود مردم با برنامه ها و افکار غربی مئابانه به زندگی خودشان ادامه می دهند . به تعبیر یک مجله در کابل که نوشته بود : این جا پوهنتون است یا فیشنیئتون (محل آرایش و مُد)! مؤسسات خارجی و داخلی هم پیدا شده که اهداف پشت پرده و نقشه های نامعلومی برای مردم دارند. وضعیت دینی هم چندان تعریفی ندارد به عنوان نمونه در چهار قلعه وزیر آباد یک کلاس قرآن از خواهران بود که با جمعی از دوستان برای بازدید از آن کلاس رفته بودم معلم و مربی آن کلاس حکایت می کرد که چندین بار از طرف مؤسسات دیگر برای این کلاس پیشنهاد شده که برنامه های آنها را اجرا کنیم و هر نوع کمک و امکانات مالی و فرهنگی که خواسته باشیم از آنها بگیریم به شرط آنکه برنامه های قرآنی را در این جا تعطیل کنیم . برای کلاس های دیگر نیز شبیه این پیشنهادها شده بود . وضع حجاب هم چندان رضایت بخش نیست تبعه کشورهای خارجی اگر زن باشد با همان لباسی که در کشور خود زندگی می کند در اینجا به گشت و گذار می پردازد گویا اینجا یک کشور اسلامی نیست . لازم می دانم از برنامه های قرآنی نسبتاً گسترده و مفید مؤسسه امام هادی (ع) یاد کنم که امیدی در دل من و دوستان قرآنی زنده کرد اما به نظر بنده بسنده نبود باید بیشتر از اینها برای قرآن سرمایه گذاری و کار شود باید این کارها بیشتر جنبه مردمی داشته باشدتا مؤسسات و دولت ها . انشاء الله که به مرور زمان چنین خواهد شد.

o کدام سوره، یا کدام آیه از قرآن کریم، بیشتر شما را مشغول می کند و به فکر وا می دارد ؟ به عبارت دیگر به کدام سوره و یا آیه تعلق خاطر بیشتری دارید؟

• به نظر من تمام آیات قرآن کریم جای تأمل تدبر و تفکر دارد، قرآن کتاب قانون اساسی ما مسلمان ها است، دانشگاه است گنجینه عظیم الهی است . نسبت به خودم وقتی مراجعه می کنم تقریباً همه آیات مرا وادار به تفکر و تأمل می کند. خصوصاً بعضی آیات مثل آیات آخر سوره حشر – لو انزلنا هذا القرآن علی جبل... خداوند می فرماید که اگر این قرآن را به کوه نازل می کردم متلاشی می شد ولی به قلب های قفل شده و زنگار گرفته ی ما هیچ تأثیری ندارد. هم چنین آیاتی از سوره مؤمنون خصوصاً آیات که می فرماید: حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمة هو قائل ها و بین هما برزخ الی یوم یُبعثُون . (مؤمنون 100-99) این آیات تأثیر عجیب و غریبی روی من دارد همیشه با خودم زمزمه می کنم، انسان تا وقتی زنده است باید کاری کند که پشیمانی برایش نداشته باشد. خداوند می فرمایند که وقتی مرگ یکی از شما فرا می رسد می گوید بار خدایا مرا برگردان به دنیا شاید آن اعمال صالح را که ترک کردم دوباره به جا آورم (یعنی با دست پر به جهان دیگر و به ملاقات تو بیایم) خداوند می فرماید «کلاً» هرگز دیگر برگشتی نیست مراجعت وجود ندارد این حرفی است که این ها می گویند. این یک آرزوی باطل است که انسان بعد از مرگ به دنیا برگردد و کارهای نیک انجام بدهد.مثل آن جمله عربی که به آرزوی دست نیافتنی بیان می شود. (لیت الشباب یعود لنا و اخبر بما فعل المشیب). ای کاش جوانی برایم بر می گشت تا خبر می دادم که پیری چه کار با من کرده، این یک آرزوی است که دیگر برآورده نمی شود جوانی برگشت ندارد وقتی که انسان بمیرد دیگر به دنیا برگشتن معنا ندارد. آرزوی باطل است. و در ادامه همین آیات سوره مؤمنون خداوند می فرماید: الم تکن آیاتی تتلا علیکم فکنتم بها تکذبون -105- قال اخسئوا فیها ولا تکلمون -108- ... برید گمشید... نظائر این آیات که مرا خیلی نگران می کند به تفکر وا می دارد. اما به سوره واقعه تعلق خاطر زیاد دارم از جهات مختلف از این جهت که خداوند در این سوره از نعمات خود در بهشت که برای مؤمنین در نظر گرفته است یاد می کند و از طرف دیگر آیات دیگر که حالات اصحاب جهنم را بیان می کند. اما در کل همه آیات الهی چنانچه بیان کردم قابل تأمل و تدبر است.

o با تفسیر قرآن کریم چه اندازه آشنا هستید؟

• متأسفانه با تفسیر قرآن زیاد آشنا نیستم آنقدر که بتوانم راه خودم را پیدا کنم و با مطالعه تفسیر المیزان، نمونه، نورالثقلین و... . نیازهای تفسیری ام را برآورده می کنم امام اینکه خودم در این رابطه کار کرده باشم خیر.

o آیا به شاخه های دیگر علوم قرآن نیز گرایش دارید؟

• من هر آنچه با قرآن مربوط می شود علاقه مندم خصوصاً تفسیر اختلاف قرائات که بدانم چرا این اختلافات در قرائت قرآن پدید آمده است که به چهارده روایت می رسد. هفت روایت آن مشهور است و بحث های جدید که در این زمینه بوجود آمده است مثل بحث هرمنوتیک که در این عصر مطرح است. انشاءالله که بتوانم در این زمینه فعالیت کنم.

o اگر مطلبی دارید که لازم است خوانندگان از آن اطلاع حاصل کنند بفرمائید؟

• این یک سئوال مهم است باید عرض کنم که قرآن واقعاً غریب است آن توجه که باید و شاید به قرآن بشود نمی شود در همه جا بویژه در مدارس و مکاتب البته در این اواخر در حوزه علمیه یک سری حرکت هایی صورت گرفته است که در برابر عظمت قرآن اندک است مکاتب در ساعت که قرآن باید تدریس شود کلاسهای تقویتی دیگر می گذارند وظیفه ما چیست؟ وظیفه این است که در این راستا تلاش مضاعف و شبانه روزی صورت بگیرد تا قرآن از این مهجوریت و این غریبی نجات پیدا کند. قرآن باید وارد زندگی روزمره مردم بشود از خانه تا مدرسه و دانشگاه باید قرآن سر لوحه زندگی دوم قرار بگیرد. این نمی شود مگر با تلاش، کوشش کوچک بزرگ حوزوی و غیر حوزوی باید تلاش کنیم که قرآن از انحصار مجالس ترحیم و فاتحه رهائی پیدا کند و آنطور که شایسته است و شایسته قرآن است به آن پرداخته شود. خصوصاً بزرگان مان وظیفه سنگین تری در این رابطه دارند اگر به آن عمل کنند. برای ما ها هم این وظیفه ای سنگین است که بهر صورت باید به انجام برسد . در پایان بسیار متشکرم از دست اندرکاران مجله هادی که این فرصت را به من دادند. خداوتد توفیق شان بدهد. جناب استاد، ما هم از شما تشکر می کنیم که وقت شریف تان را در اختیار ما قرار دادید و به پرسش های ما به حوصله و مهربانی جواب دادید. موفق باشید.

.:بازگشت به لیست:...:بازگشت به لیست:....:بازگشت به صفحه اصلی:.