گزارش آقاي اخلاقي از سفر به افغانستان (مدير مسئول مجله هادي)
مقدمه

افغانستان کشوری بحران خیز و دارای موقعیت مهم جغرافیایی است شاید به همین دلیل اقبال لاهوری آن را قلب آسیا خوانده است که هر از چند گاهی شاهد مهمانان ناخوانده خارجی است. بویژه سه دهه اخیر که تحولات افغانستان مورد پرسشهای فراوانی است. آنچه در این نوشتار تقدیم شما می گردد صرفاً برداشت شخصی است که در حین مسافرت به افغانستان نگارش یافته است.
مرز فقر و ثروت ...
به گفته یکی از کارمندان مؤسسه بنگلادش، افغانستان تنها کشوری است که مرز میان فقر و ثروت تا آن اندازه برجسته است که فقراء نمی توانند تصور کنند که آنطرف فقر هم چیزی دیگری است آنان فقط و فقط برای لقمۀ نانی که از مرگ نجات پیدا کنند تلاش مي كنند در واقع تلاش براي زنده ماندن است. اینک آنچه را در شهر باستانی هرات مشاهده کرده ام به عنوان سند و مدرک می آورم.
کودک خردسال(7 سال) با لباس های چرکین و کهنه در پارک مرکزی شهر روبروی مردی نشسته بود که در حال خوردن هندوانه بود، تصور کردم بخاطر گرفتن مقداری هندوانه منتظر است امّا نگاه معنی دار وخسته کودک چیز دیگری می گفت پسرک برای تهیه مصارف خانواده از صبح تا شب مشغول جمع آوری پوست هندوانه بود تا از این طریق کمکی برای بقاء حیات خانواده خود کرده باشد.
كودكان مانند او در اين شهر بسيارند اما ......
در سوی دیگر شهرخانه های رؤیایی را می بینی که صاحب خانه با واژه فقر بیگانۀ بیگانه است گویی که جنگ و ویرانی فقر گذری به اینجا نداشته است فقط یک جمله می توان گفت كه جنون و طوفان ثروت و بیماری فقر هر دوکشنده است. اولی کرامت، اخلاق و انسانیت را می کشد و دومی هم (فقر) هیچ منزلت و کرامت در این جامعه ندارد. البته این یک رسم زمانه است. به قول شاعر : برو وقوي شو كه درنظام طبيعت ضعيف پا مال است.
وضعیت فرهنگی
سه دهه بحران در کشور تعریف فرهنگ را نیز با بحران مواجه نموده است.
شاید به همین دلیل است که رسانه ها و مطبوعات کشور که از عناصر تشکیل دهندۀ فرهنگ است بی هیچ هدف در بزرگراه که معلوم نیست به کجا ختم می شود در حرکتند.
اهم برنامه هایی که رسانه های تصویری که تعداد شان به هفت رسانه می رسد به قرار ذیل است :
1- پخش اخبار 5% 2 - آواز و رقص 93% 3-برخی رسانه هابه موضوعات اجتماعی نیزمی پردازند 2%.
با این اوضاع می توان امیدوار بود که افغانستان رو به ترقی و تکامل می رود. مطبوعات بیچاره که مفت هم خریدار ندارند از تنهایی در گوشه ماتم گرفته اند چون کسی نیست که با او صحبت کند البته چیزی هم برای صحبت ندارند. در واقع مطبوعات ابزار و آلت دست عده ای اندک است که خود صاحب اندیشه و قلم نیستند و خیال می کنند که با انتشار یک روزنامه به جمع روشنفکران می پیوندند.
تنها فرهنگي که با برنامه ریزی هدف قرار گرفته فرهنگ دینی است. ابتذال و فساد از یکسو انحراف و تخدیر از طرف دیگر فرهنگ دینی را هدف رفته اند . مبلغان مسیحی در پوشش تجارت وکمک به مردم سعی می کننند مردم را ارشاد نمایند. در واقع داروی که تاریخ مصرف آن در غرب به پایان رسیده و فاسد شده در افغانستان تبلیغ می شود القاء و ایجاد شبهات و سؤالهای عجیب و غریب از طرف دیگر فرهنگ دینی را زیر سؤال می برد. در این برهه از تاریخ کشور مسئولیت کسانی که اسلامی و ملی فکر می کنند سنگین است چنان چه امروز چاره ای برای ارزشهاي دیني و دغدغۀ مذهبی نیندیشند فردا دیر است.
وضعیت اداری (پول و پارتی... )
پول و پارتی صاحبان اصلی ادارات دولتی است. گاهی برای پیدا کردن پارتی پول خرج می شود گاهی پارتی سبب جذب پول می گردد و در واقع هنوز معلوم نیست که کدام یک پول یا پارتی قهرمان اصلی ادارات است. رسیدن به قانون جز با پایمال کردن قانون امکان پذیر نیست و اجرای قانون هم جز با رشوت و پول مقدور نیست. در یک کلام در گذشته ای نه چندان دور مردم از سارقان و دزدان سرگردنه می هراسیدند که مبادا پول و ثروت آنها را به سرقت ببرند اما امروز وقت وارد ادارات کشور مي شويد بايد از جيب وپول خود مواظبت كني وگرنه....؟؟؟ از راه قانون سرقت می کنند به دیگر سخن سرقت قانونی. خدا نکند گذر انسان به ادارات بیفتد اینقدر باید بدوی تا هر چه داری در دست مبارک بگیری و قسم بخوری که دیگر هیچ نداری تا رئیس صاحب اگر خواستند یک امضاء بنمایند.
فساد که نه، سرقت ادارات دولتی بیداد می کند و چون سرقت قانونی است اعتراض هم پذیرفته نیست. برخی مناصب برای واگذاری به غیر به مزایده گذاشته می شود البته ریاست های اجاره ای هم داریم باز خوشبختانه افغانستان اولین کشوری است که غیر از زمین و خانه اجاره ای پست و ریاست اجاره ای هم دارد. این یک واقعیت تلخ است که در ادارات افغانستان است.
در پایان تنها با این امید که پایان شب سیه سپید است امیدواریم فرهنگیان متعهد کشور قدری به حال این وطن مظلوم بیندیشند.

